با کسی که دائم تو گله و شکایت کردن و انتقاد ازت باید چیکار کرد؟

با دوستانتون به اشتراک بگذارید

برام یه چیزی عجیبه!
یه سریا هستن که کلا در حال انتقاد کردن هستن

میدونید که چی میگم

  • مثلا بگی چه هوای ابری خوبی، میگه سرده و خوشم نمیاد
  • بگی هوا آفتابیه، میگه پوستمو میسوزنه و …
  • بگی فلان شغل عجب خوبه، میگه نه فلانی مزیت رو نداره
  • بگی فلانی چقدر موفق شده، میگه تا دیروز …..
  • بگی فلان کارو بیا شروع کنیم، میگه کشور در حال سقوطه

شما به این افراد چی میگین؟

  • آیا اینا برای دوستی و ارتباط سمی نیستن؟
  • آیا این خصلت ها توی خودمونم هست؟
  • چند درصد اینطوری هستیم؟
  • چرا اینطوری میشیم؟

روش های درمان دائم منتقد بودن چیه؟

 

با کسی که دائم تو گله و شکایت کردن و انتقاد ازت باید چیکار کرد؟

خصوصا اگه این افراد جزو عزیزترین اشخاص زندگیتون باشن

شما برام بنویسید.

توجه: جوابی که بیشتر عملی و تجربی باشه و کیفیت لازم رو داشته باشه، 10 دلار جایزه داره. میتونید کامنت کنید و آدرس ترون/ تتر بذارین تا در صورت برنده شدن، بهتون این جایزه رو اهدا کنیم. اگه آدرس تتر ندارین، ایمیل درستتون رو وارد کنید تا در صورت قبول شدن، بهتون ایمیل بزنیم و مشخصات کارت بگیریم.

 

وویس ارسالی توسط نفس:

با دوستانتون به اشتراک بگذارید

119 دیدگاه دربارهٔ «با کسی که دائم تو گله و شکایت کردن و انتقاد ازت باید چیکار کرد؟»

  1. این افراد واگیر دارن و منتقل میکنن این افکار رو به ما و این طرز فکر رو بهتره بهشون توجه نکنیم و ازشون فاصله بگیریم

    11
    1
    1. برای کمک به خودت شخصیت خودتو ارتقا بدی ک کاملن از خوب بودن خودت مطمعن باشی تا تاثیر قرار نگیری
      برای کمک به خود فردم تا وقتی کسی ازت کمک نخاسته کمک و حرف فایده نداره
      ما فقط بر روی خودمون میتونیم کار کنیم
      نکته اصلی داستان اینه کسی که با قر و گیر دادن رو بروعه :یک من توی ذهنم به گیر داده شدن به اذیت شدن توجه درگیر دارم و بیرون میبینم دو فکر میکنم من آدم کم ارزشیم من چقد بدم من چقد بلد نیستم… کسی که خودشو تو ذهنش از ۱۰ دو میبینه ب شخصیت دو نوشابه باز نمیکنن که توهین میکنند گیر میدن کم حسابش میکنن
      جهان بیرون باز تاب افکار خود ماس واسمون
      باعزت نفس ک شخصیت ارتقاء یافت حشره های دورمون خودکار دیک میلی بما ندارنن چون فرکانسی ازما ساطع نمیشه که مورد علاقه حشرات باشه انرژی من ک عوض بشه خوب بشه پروانه ها بمن میل پیدا میکنن ک یکی میاد میگه توچقد همین ک هستی خوبی اوکیی…..

    2. سلام و مهر بنظرم مشکل از انرژی پایین ماست که کنار چنین شخصی هستیم ما باید به درون خودمان برویم مشکلی که با خودمان رو داریم حل کنیم چون رفتار اطرافیانمان انعکاس درونیات ماست به خودمان عشق بورزیم به همه عشق می ورزیم توجه مون روی نقاط مثبت اطرافیان میره واین باعث میشه یا این آدمها قسمت مثبت شون رو بهمون نشان میدن یا از زندگی ما خارج میشن ،در کل ما باید آگاهانه توجهمون رو روی نقاط مثبت اطرافیان بزاریم

    1. اگه میتونی حذفش کنی یا ازش فاصله بگیری که تا جایی که امکانش هست فاصله بگیر یا کلا حذفش کن، ولی اگه عضو خانواده یا عزیزی هستش یا کسی هست که بنا به هر دلیلی مثل کاری، مالی و غیره نمیتونی حذفش کنی، خیلی محترمانه و مودبانه بهش بگو: ( این طرز انتقاد کردن تو از من و اینکه همش داری از همه چی شکایت میکنی و غر میزنی داره منو آزار میده و بهم آسیب میزنه و باعث میشه دلم نخواد نزدیکت باشم، اگه ارتباطمون برات مهمه لطفا وقتی نزدیک منی دست از این رفتارت بردار، چون منم احتیاج به آرامش دارم و این کارات داره آرامشمو میگیره).. اگه این حرفت روش اثر داشت و رفتارش عوض شد که هیچی ولی اگه نشد دیگه مجبوری خودت رفتارتو تغییر بدی باهاش یا خودتو به بی محلی بزنی، یعنی مثلا تا جایی که ممکنه سکوت کنی و پاسخهای کوتاه بهش بدی و بگی باشه تو درست میگی (که دیگه ادامه نده) یا وقتی میخواد غر بزنه و انتقاد کنه هندزفری بزاری یا یه کار دیگه بکنی و کلا همه چی رو دایورت کنی…

    2. محمد بصیری راجب این مورد میگه اول باید خودت تغییر کنی در واقع تا وقتی خودت تغییر نکردی آدم های دور و برت هم تغییر نمیکنن پس مشکل رو خودته که اون آدم هنوز دور و برته. اگه خودت تغییر کنی اون آدم یا باید تغییر کنه و یا باید حذف بشه.

  2. اولا نباید عقاید خودمونو به کسی تحمیل کنیم
    هر کسی هر جوری که بخواد میتونه زندگی کنه و وقتی بدونیم ما نمیتونیم زندگی کسی رو تغییر بدیم عملا هر شخصی هر چیزی گفت عکس العمل نشون نمیدیم چون میدونیم زندگی پا دست خودمونه
    از طرفی اگر این افراد آدم های نزدیک به ما باشن طوری که نشه کنار بذاریمشون باید بی توجهی کنیم و سعی کنیم به نکات مثبت توجه کنیم که یا اون آدم عوض میشه یا از زندگی ما میره بیرون و در حالت کلی نباید به حرف های اینجور آدم ها توجه کرد و تا میتونیم باید دوری کنیم و اگر نشد حداقل توجه نکنیم و وارد بحث نشیم

  3. محمد رضا منوچهری

    سعی کنیم با نشان دادن نعمت ها و داشته هایش که خداوند به او اطا کرده است، دیدش را از نیمه کم لیوان، به نیمه پر لیوان تغییر دهیم.

  4. اگه بخوای ساکتش کنی وقتی ازت انتقادی میکنه بجای این که باهاش بحث کنی باید اون حرفشو با خنده قبول کنی و دوتا هم خودت بزاری روش
    ( وقتی یکی داره باهات بحث میکنه مقابلت ی گاردی داره تو با این روش جواب دادن به ضمیر ناخودآگاهش اینو منتقل میکنی که گاردشو بزاره پایین و کلی تحلیل های دیگه داره.. )

    1. باسلام
      باید به این پی برد که مشکل درونی خودمون را حل نکردیم که این شخص وارد زندگیمون شده و به درون خودمون سفر کنیم و تمرکزمون را بزاریم روی زیبایی های زندگی.
      کائنات و جهان هستی وقتی ببینند که ما تمرکزمون را روی خصوصیات مثبت فرد گذاشتیم و داخل دفتر نوشتیم، آن فرد را یا مشکلش را حل میکنه یا از سر راه ما اون آدم را برمیداره….

  5. فاطمه رمضانی

    برای این افراد باید مرتب ازخدا آمرزش بخواهیم مرتب در دل باید دعای خیر براشون بکنیم حتی با صدای بلند هم دعا نکنیم وگرنه گیر میدن میگن من چکار کردم که دعا میکنی من رو فقط می‌شود دعاکنی براشون که خدا عاقبت بخیرشون بکنه یابی خدایا اینقدر برکت بهش بده که سرگرم امورات خودش باشه

  6. بهترین و ماندگار ترین راهکار، ارجاع به روانشناس و یا اگه امکان نداشت گرفتن مشاوره از یه متخصص روانشناسیه، چرا که هر رفتاری از ما ریشه ای در درون داره که معمولا بدون مداخله روانشناس قابل شناخت و حل اصولی نیست.

    1
    2
  7. سلام دوستان
    باور کنید
    تنها راهش به قول قرآن و عباسمنش اعرازه
    اینکه از اون شخص رو بگردانی
    و باهاش هم صحبت نشی. چون واقعا هیچ کاری نمیتونی بکنی
    من این مشکلو با همسرم داشتم
    و همه راهها رو رفتم فایده نداشت دیدم نمیشه به خدو
    و در آخر
    طلاق و خلاصصصص😊😊
    به معنای کلمه راحت شدم.

    6
    3
    1. منم گرفتارشم
      فقط باید انرژی مثبت داد
      از یک جایی باید اعتماد به نفس رو‌ برد بالا
      یواش یواش
      با چیزای کوچیک اعتماد به نفس بره بالا
      بعدش خودش درست میشه
      باید واژه تو می توانی رو براش جا بندازی
      والسلام

      1
      1
  8. خودم متاسفانه در عزیزانم دارم همچین رفتاری رو هرچی هم دوره گوش دادم به اون ها کمک کردم که یکم از این رفتار های سمی دست بردارن فایده نداشت تا اینکه الان حدود یکسالی هست این روشی که میگم به شدت به حال خوب خودم کمک کرده اول اینکه اگه بخوام صحبت کنم در مورد مسائلی صحبت می کنم که نقطه اشتراک داریم و هم نظریم و کمترین درگیری پیش میاد و اگرهم بخواد جایی بحث بشه میگم که نظر شما محترمه و این هم ی مدل نگاه به زندگیه و بحث رو میبرم تو فان و کلا موضوعی که خودمم علاقه داشته باشم و نمی‌ذارم که اونا حالمو بد کنن. سریع کارایی انجام میدم که حالم خوب میشه مثلا آهنگی که میخوام گوش میدم میرقصم یا فایل صوتی گوش میدم و … شاید دو سه هفته اول یکم مقاومت کنن ولی بعد از ی مدت که دیگه میبینن باهاشون بحثی نداری خودشون دست میکشن و اگر ادامه بدن جهان جوری عمل میکنه که از تو دور بشن یا نتونن حال خوبتو خراب کنن و من تست کردم رو خیلی ها جواب میده بعد از مدتی هم طرفدارت میشن و به حرفات و خودت احترام بیشتری میذارن .ولی برعکسش هر چی بخوای باهاشون بحث کنی و بخوای تغییرشون بدی رفتارشون بدتر و بدتر میشه و بیشتر اذیت میشی…

  9. اینجور افراد دزد انرژی ما هستن و بهتره وقتی ایراد میگیرن بهشون چند تا نکته مثبت رو بگیم و تمام توحهمون رو صرف لذت بردن از اون مکان کنیم ولی اگر نتونستیم کنار بیاییم باید بهش مستقیم بگیم که رفتارش اذیتمون میکنه اگر درست نکرد رفتارشو بهتره ازش دور بشیم یا کمتر باهاش معاشرت کنیم چون هیچ چیزی و هیچ کسی ارزش اینو نداره که باعث اذیت شدنمون بشه

  10. محمدمهدی رجبی

    سلام وقتتون بخیر و شادی ، این افراد باید مشکلاتشون رو ریشه یابی کرد ، باید دید که ماین غر زدن از کجا نشات میگیره اغلب غر زدن ها ریشه در توجه و شنیده شدن دارن در گام اول شما باید با اون طرف همدردی کنید ، حرفاشو گوش کنید بهش توجه کنید و یفهمید برای چی این کار رو میکنه بعد که آروم شد بیای طرز صحیح دیده شدن رو یاد بدی بهش بگی برای دیده شدن و شنیده شدن کافیه فقط احساسات خودت رو به روش صحیح و مودبانه بیان کنی بگی که از دست اون فرد یا شخص ناراحت هستی ، مورد بعدی این است که بیایم طرز فکر اونها رو نسبت به شرایط عوض کنیم مثلاً میگیم آقا تو این شرایط تو سعی کن نیمه پر لیوان رو ببینی ، زیبایی های زندگی رو ببین و …
    ممنونم که خوندید ارادتمند همیشگی شما محمد مهدی رجبی

  11. سلام ادمین در جواب این سوال یکی از اساتید راهکار داده بودن که چکیدش اینه: اگه این آدم کسی هست که میشه باهاش قطع ارتباط کرد که باید دیسکانکت شد باهاش اما اگه امکانش نیست باید هر وقت شروع می‌کنه به گله گذاری ما جهت بحثو ببریم به سمتی که خودمون می‌خوایم اینطوری ناخودآگاه طرف مقابل دیگه می‌فهمه که وقتی با ماست نباید انقد فازش منفی باشه

    1. نوشتن نکات مثبتشون
      به قول استاد دیگه این روی انتقادو سرزنش کردن طرف شما نیست
      اینکه هم حال خودت خوب میشه
      واون شخص رفتارش باشما

      1. سلام
        من همچین افرادی اطرافم هست البته نقاط مثبت هم خیلی دارن ولی خیلی غرغرو هستن و ناراضین مثل شوهرم که از خیلی چیزا ناراضیه یا مادرم با مادر شوهرم هر کدوم یه جوری ناراضین ولی من اهمیت نمیدن به حرفای منفیشون و به حرفای مثبتشون عکس العمل نشون میدم تا حرفای مثبت ادامه پیدا کنه یا اینکه بحثو میبرم سمت چیزایی که دوست داره یا دوست داریم ویا یاد چیزای خنده دار میندازم یا خاطره و اینا خیلی اینجوری جواب میده من که از این روش خیلی راضیم من شوهرم با خیلی کارام مخالفه اینجوری میکنم درست میشه یا حتی مادرم و اینکه نسبت به خواسته ها و عقایدمم محکم قطعی هستم کسی منفی بده قطعی رفتار میکنم تا ادامه ندن .تمااام

  12. نه به عنوان یه دوست ، بلکه بعنوان یک انسان دو چیز انسان رو تغییر میده : درد ؛ درک !
    افراد منفی گرا یا به درک میرسن که تغییر کنن یا یه دردی تغییرشون میده
    کمکشون کنین ولی اگر فایده نکرد یا نخواست تغییر کنه فاصله بگیرین

  13. سلام.امام صادق گفته باهمه مثل خودشون رفتار کن.
    اگه خوب بود ،مثل خودش خوبی کن!بذار بفهمه کار خوبش چقدر سبب خوشحالیت شده.
    اگه بد بود،مثل خودش بدی کن!بذار بفهمه کار بدش چقدر سبب دگرگونی احوالت میشه.
    ولی بعد از تلافی بقدر حقش،دیگه در ذهنت درگیرش نشو.

  14. من دوبار به اون آدم گله کننده هشدار میدم

    که پیش من گله شکایت نکنه

    اگر گوش نکرد از زندگی ام حذفش میکنم

    1
    4
  15. بنظر تخصصی و کارشناسی بنده اینگونه افراد کلا ادمو از هرکاری به طور خاسته یا ناخاسته بازمیدارن و باعث میشن یجورایی زده بشی ازونکار و کم کم روت اثر میزارن مثل موریانه که چوب رو نابود میکنه…

    و اما راهکار برای این موضوع

    یا اینکه وقتی اینجوری حرف میزنن برگردی بگی ((خب که چی))
    و هرچی گفت اینقدر تکرارش کنی تا خنثی بشه طرف حرفاش…

    یا اینکه کلا بی توجه باشی و برات اهمیتی نداشته باشه و جوری وانمود کنی که یه احمق به نظر بیاد
    خودشون کم کم فاصله میگیرن این موقع ها…

    راهکار زیاده و در اخر اگه هیچ راهکاری رو نمیتونی استفاده کنی میتونی فاصله بگیری ازینجور ادما و ارتباطاتتو کمتر کنی باهاشون…

    8
    1
  16. بهترین راه اینه
    اولش یه استپ بزنی ،بگی من همه ی حرفهای شما رو گوش میدم و یا انتقادی که شما دارید رو برامون ارسال کنید ولی همون اول بگید میشه من ازتون یه سوال کنم ، اونم میگه بفرمایید ، به نظرتون بهترین مدل یا بهترین حالت تو این موضوع که شکایت دارید چیه ؟ یا راه حل شما چیه؟
    بعد بگید حالا بفرمایید مطلبتون رو بگید یا برامون بنویسید
    این جوری اون فرد با گارد ذهنی نمیتونه صحبت کنه
    چون همون اول دعوت به تفکر شده

    2
    1
  17. بعضی وقتا اون فرد میتونه یکی از اعضای خانواده مون باشه که نمیتونیم کنار بذاریمشون
    این افراد و‌ افکار سمی هستند
    اینجا چند نکته وجود داره
    اول پذیرش
    چون طبق قانون‌‌ سایه درون تا ما اونو تو خودمون نداشته باشیم
    نمیتونیم درکش کنیم
    پس شما با پذیرش میتونی کمی از اون‌احساس بد و کم‌کنی و اگر خودت در درون خودت داری و به رفتارت دقت کنی اگر شما هم اینحوری هستی این رفتارو‌تو‌خودت حلش کنی
    اگر مثلا خواهر یا برادرت هست میتونی از فن شوخی با هر چیز جدی استفاده کنی
    مثلا قبل از اینکه این دفعه بگی عجب هواییه اول یه کم با اون هوا شوخی کنی که حرفتون رو با شوخی‌ و خنده بگید و دسته پیش رو بگیرید تو‌ شوخیتون اینجوری خلع سلاح میشه
    اگر اون شخص فقط دوستتون هست و‌ اخلاقای بدش بیشتر از خوبش هست و یه رابطه ست فقط بهتره کات کنید چون آینده درخشانی نداره
    و حالتون باهاش خوب نخواهد شد
    طبق قانون خلا اگر باهاشون کات کنید قطعا فردی با رفتار و اخلاق بهتر سر راهتون قرار میگیرند
    و پیشنهاد بعدی من این هست که اگر خودتون در راه مثبت اندیشی هستید و تمرین انجام میدید
    سعی کنید خیلی از آموزه هاتون براش نگید بذارید کنجکاو بشه، اینکه سعی کنید همیشه حالتون خوب باشه و احساس خوب منتقل کنید قطعا تاثیر گذاریتون بیشتر میشه
    شاد باشید دوست عزیز💚
    امیدوارم که تونسته باشم کمکی کرده باشم💚

  18. افرادی که تفکر منفی دارن معمولا تو خانواده یا اجتماعی بزرگ شدن و پرورش پیدا کردن که ذهن منفی و سمی داشته به نظرم اینکه میگن آدم های سمی تو از زندگیت حذف کن غیرقابل انجامه چون بالاخره همین ادم های سمی پدر و مادر همکلاسی و…. ما هستن و اینجوری خودمون تنها میشیم و اینکه بهترین کار از نظر من اینه که خودمون رو به صورت مداوم تقویت کنیم و مثبت نگهداریم .

  19. به نظر من خدا 2 تا گوبه انسان داده از یکی بگیر از اونور بنداز بره بیرون چون عزیزترین شخص ادم باشه نمیشه کاری کرد فقط میشه حرفارو انداخت بیرون و اینکه کسی روی خودش کار کرده باشه این حرفا نمیتونه کاری براش بکنه

  20. هر چی گفت بگو حق با توعه و لبخند بزن یا سکوت کن و خودتو به یه چیزی مشغول کن یا حرفو عوض کن به سمتی که نقطه ضعفشه و دوست داره(وقتی طرفو دوست داری مثلا مادرت و نمیتونی ترکش کنی)
    توی اولی کم میاره و غرغرهاش تموم میشه نهایتا انقدر غر میزنه که خسته میشه و توی دومی تمرکزش از روی اون منفی برداشته میشه جوری که خودشم متوجه نمیشه(با پنبه سربریدن)
    چون همچین آدمی دنبال یکی میگرده که یا باهاش بحث کنه یا مقابله و مخالفت کنه
    ولی اگر این کارها رو انجام بدی دیگه با کی میخواد بحث کنه

  21. سلام دوست گرامی وقت شمابخیر، اکثر اساتید روانشناسی براین تاکید می‌کنند که نباید بااین افراد ارتباط داشته باشیم و بهترین راه قطع ارتباط است ، ویک مسئله دیگه هم وجود داره اینکه دنیای بیرون اینه درون هست گاهی در حقیقت ماخودمون خودمون رو قبول نداریم ودرنمود بیرونی فردی سرراه ماقرار میگیره که فقط ازماانتقاد میکنه ومنفی نگرهست ،دراین مواقع با تمرکز بر ویژگی های خوب خودمون و احساس خوب بعداز مدتی میبینیم اون فرد خودش کاملاعالی وساده ازسرراه ماکنارمیره براتون قسمت خویش که این فرد بالاخره ده درصد خوبی که داره اون بخشش در مواجهه بامافعال میشه.. سپاس

    1
    2
  22. درود به همه.
    به نظر من باید شرایط رو برسی کنیم ، همه ما روزای بد داریم ، که حالمون خوب نیس ، حوصله نداریم و از همه چی گله و شکایت میکنیم ، اگر طرف هم توی دوران بدی هست ، نباید ازش توقع خاصی داشته باشیم..

    اما

    یه سری آدما همیشه غر میزنن 😑 و واقعا تحملشون سخته ، هر کاری میخوای انجام بدی انرژی منفی میدن..
    کاری که من انجام میدم اینه که میام میبینم آیا اون طرف نقش مهمی توی زندگیم داره؟ مثلا خانوادمه یا یکی از عزیزانمه ؟
    اگه اره ، سعی میکنم روی خودم بیشتر کار کنم ، پیشرفت کنم ، سر گرم کار باشم ، بعد یه مدت به طرز عجیبی 😳 خواهی دید که دیگه پیش تو کمتر غر میزنه (چون تو فرکانست عوض شده ) و اونو به عنوان بخشی از زندگیم میپذیرمش و به رشد خودم ادامه میدم.

    اما اگر وجودش توی زندگیت اجباری نیست (مثلا رفیقته ، یا دوست دختر/دوست پسرته ) سعی میکنم اول وابستگیمو بهش به کمترین حد برسونم تا آسیب کمتری ببینم ، و هی ارتباطم رو باهاش کمتر کنم ، مثلا وقتی زنگ میزنه ، عذر خواهی کنم که الان خیلی درگیرم و پیام هاشو دیر جواب میدم ، و یه جورایی بهش میفهمونم که کارای مهم تری دارم ، و باز هم به رشد خودم 🌱 میپردازم تا یواش یواش از زندگیم حذف بشه . معمولا بعد ۶ ماه دیگه کلا به اون ادم فکر نمیکنم.

    امیدوارم هیچکس درگیر آدم های سمی نشه ❤️🌹

  23. نباید باهاش بحث کنیم و بخواهیم او را متقاعد کنیم چون این رفتارها ریشه در کودکی این افراد دارند و با بحث کردن چیزی عوض نخواهد شد
    این افراد برای دوستی افرادی بسیار سمی هستن و میتوانند با افکارشان بر روی ما تاثیر بگذارند و مارا نا امید کنند پس بهترین راه توجه نکردن به به حرف هایش هست و با لبخندی محل را ترک کردن
    چون ما فقط مسئول رفتار و زندگی خود هستیم نه دیگران ‌.

    1
    1
  24. به درون خودت نگاه کن چون این جهان آینه خودته
    حتما و قطعا خودت هم گله و شکایت میکنی که این نتیجه بیرونی رو میبینی!
    فقط از شما شکلش فرق داره .نیازی به تغییر دیگران نیست شما خودتو تغییر بده و روی خودت کار کن و همچنین به خوبی هاش توجه کن چن مدت!
    به دور از این قوانین آیا همه انسان ها کاملن؟ آیا اخلاق منفی و باور منفی ندارن؟ چرا روی بدی های عزیزت زوم هستی تا خوب هاش طرف؟
    هیچ وقتتتتت سوال منفی از جهان نپرس چون میگه چشم و میگرده و جوابشو میده بهت و میگه میخوای بدونی چرا چون اینطوره چون اونطوره…جواب های منفی میبینی! همیشه سوال مثبت بپرس چون شاید زمانی باشه که داره فرکانست و اگاهیت تغییر میکنه و تو مدام در حال پرسش سوال منفی باشه این بولد تر میشه توی زندگیت

    از طرفی پائولو کوئیلو گفته:
    ما آدما دو تا سبد با خودمون داریم.
    یکی جلومون آویزونه، یکی رو پشتمون آویزون کردیم.
    نکات مثبت و خوبی‌هامون رو می‌اندازیم تو سبد جلویی، عیب هامون رو تو سبد پشتی.
    وقتی توی مسیر زندگی داریم راه می‌ریم، فقط دو چیز رو می‌بینیم؛
    خوبی‌های خودمون و عیب‌های نفر جلویی !

  25. هر ادمی یه زمانی اینطوری میشه،و سعی میکنه عقاید خودشو درست نشون بده،ابن ادم احتمالا ضعف ها و مشکلاتی رو داشته توی بچگیش ،یا توجه خیلی زیاد یا خیلی کم،که باعث این مشکلاتش شده
    اما میشه با یک توجه درست،یکم درستش کرد،نه زیاد و نه کم
    البته من خودم باشم توی زمانی که داره ازم انتقاد میکنه که گوش میدم بهش،و اگه بد گفته باشه خیلی محترمانه و قاطعانه ازش میخوام لحنشو درست کنه وگرنه با بک نگاه خیلی ساده و تکون دادن سر میرم یه جای دیگه که ازش دورتر باشم
    اگرم همش گله میکنه به جای اینکه چه هوای خوبی،بگین به نظرت هوا چطوره؟ سوال پرسیدن باعث میشه نظر واقعیش رو بگه
    و زمان رفتار کردن و…بیاید خودتون رو از بیرون ببینید و با توجه به شناختی که از اون فرد دارین میدونید چه کارهابی میتونه اون ادم را گله مند کنه و اونو انجام ندین
    اگرم که این کارا جوتل نداد یکم از اون فرد فاصله بگیرید و بذارید حرفشو بزنه،ادم هارو ممیشه تغییر داد ،مگر ابنکه خودشون بخوان یا ما یک جرقه براش روشن کنیم،حالا دیگه خودتون ببینید جرقه اش چی میتونه باشه،کتاب صوتی با صدای بلند،فیلم های اموزشی،سریالهایی درمورد این رفتارها با هر چیزی که براش الهام بخش باشه و به نوعی متوجه نوع برخوردش بشه

  26. سلام دوست خوبم. نکته اینه که شما نمی تونید کسی رو تغییر بدید چرا که خدا میگه هدایت دست منه و حتی پیغمبر هم وظیفه اش اندرز دادنه نه هدایت کردن اما اگر یکی دو بار گفتید فایده نداشت بیخیال بشید. پس اگر کسی از نزدیکان شما حتی اگر اینگونه ذهنیت منفی داره شما نباید تلاش کنید تغییرش بدید. شما روی خودتون کار کنید فرکانستون رو بالا ببرید جهان هستی طبق ضرب المثل کبوتر با کبوتر باز با باز شما رو به راحتی از اون فرد جدا می‌کنه.
    به قول قرآن با ناخواسته خودت نجنگ بلکه فقط اعراض کن و روی برگردون و بی توجهی کن چرا که بی توجهی باعث میشه اون کلام و موقعیت وزن و سنگینی خودش رو از دست بده.
    و اینکه هرگز هرگز هرگز بحث نکنید که بیهوده است و وارد فرکانس فرد میشید. اگر نمی‌تونید اون فرد رو حذفش کنید اینو به جهان هستی بسپارید یا به نفع شما اون فرد تغییر می‌کنه یا به راحتی تمام از شما جدا میشه. فقط و فقط شما خودتون رو تغییر بدید و بالا ببرید جهان همه چیز رو درست می‌کنه🌹
    با آرزوی بهترین برای شما

  27. اگه میتونیم اززندگیمون حذفشون کنیم.
    اگه امکان حذفشون نبود.بهترین راه حل بی توجهیه.و همینطور تقویت نکات مثبت خودمون

  28. شاید گله ای که میکنه درست باشه اول خودمو میسنجم ببینم شاید بنده خدا زیاد رو اعصابشم اگه حق بگه اگه حرفش درست نباشه با دلیل بهش میگم که اشتباه میکنه حتما دوستمداره و براش مهمم که میخواد عالی باشم با قانون شکر گزاری اخلاقشو عوض میکنم ویژگی های مثبت و میخوامو مینویسم خدارو شکر میکنم با این تکنیک عالی همه عوض میشن 😆

  29. ابتدا باید دید این گلایه از چیه مثلا کسی ک بد دهن هست و همسرش و یا دوستت دخترش و… مدام ازش گلایه میکنن و طرف خودشو میزنه به اون راه یعنی باید اول خودمون رو بشناسیم ( آدمایی یا هر موجودی که نخواد خودشو بهتر کنه محکوم به فنا و نابودی هست )
    دومین قدم سن طرف و نزدیکی طرف هست اگر ادم سن سال گذشته ای هست و مدام از شما گلایه بیجا میکنه ایشون درست بشو نیست سعی کنید حرف نزنید ( اگر پدر مادر هست صرفا نباید جواب به جواب داد موقع حرف زدن اون به چیز دیگه فکر کنید ) و اما اگر سن طرف کم هست و دارای شعور میشه باهاش رک حرف زد و درخواست کرد که فلانی با این کارت منو اذیت میکنی اگر قبول کرد برای بهتر شدن هم میتونید کتاب معرفی کنید براش ( هیچ وقت انتظار اصلاح آنی نداشته باشید باید صبور بود ) کتابی مثل طرز فکر و از دولت عشق . در نهایت بعد از همه اینا اگر طرف درست نشد قطع ارتباط اگر هم امکان قطع ارتباط نیست راهشو گفتم موقع حرف زدن طرف به چیز دیگه فکر کنید ( زمان بر هست تا عادت کنید )

  30. اگر از جمله افرادی که خیلی مجبور به وقت گذروندن باهاش نیستید ازش فاصله بگیرید
    اگرهم از افراد خانواده است که مجبور به بودن درکنارمون.پس سعی کنیم زیاد بهش توجه نکنیم.چون توجه بهش کلی انرژی از ما میگیره.
    پدرم یه جمله رو همیشه میگفت ما خیلی جاها فقط زورمون به خودمون میرسه نه دیگران .
    اینجا هم دقیقا خودمون هستیم که باید سعی کنیم توجه نکنیم سعی کنیم فاصله بگیریم

  31. اگر از جمله افرادی که خیلی مجبور به وقت گذروندن باهاش نیستید ازش فاصله بگیرید
    اگرهم از افراد خانواده است که مجبور به بودن درکنارمون.پس سعی کنیم زیاد بهش توجه نکنیم.چون توجه بهش کلی انرژی از ما میگیره.
    پدرم یه جمله رو همیشه میگفت ما خیلی جاها فقط زورمون به خودمون میرسه نه دیگران .
    اینجا هم دقیقا خودمون هستیم که باید سعی کنیم توجه نکنیم سعی کنیم فاصله بگیریم

  32. اصلا بهترین کار اینکه به حرفای اینجوری آدما توجه نکنیم ولی اگه این افراد جزو خانواده باشه بهتره باهشون بحث نکنیم مثلا اگر منفی باف هستند بهتره باهشون جر وبحث نکنیم چون فقط خودمون خسته می کنیم واون حرف خودش میزنه بهترین کار اینکه بگی بله حق به شماست یا هم سکوت کنی وکار خودتو انجام بدی چون با بحث کردن فقط انرژی آدم گرفته میشه وحالش بد میشه واون آدم بازم حرف خودش میزنه و اگه جزو افراد خانواده نیست بهترین کار اینه تا حد توان از این افراد سمی دوری کنیم

  33. تنها کسی که باید روش کار کنیم خودمونیم . اگر به رفتار اینجور افراد توجه کنیم از این رفتار ها به تکرار میبینیم تا جایی که حالمون به هم بخوره ! اما اگر این افراد جزوی از زندگیمون هستن و بی توجهی به اونها راحت نیست چه کاری انجام بدیم ؟ داخل یه دفترچه یا بهترین گزینه نوت گوشیمون شده چند ساعت هم فکر کنیم شروع کنیم به نوشتن نقاط مثبت طرف مقابل ! هر چی که هست . اگر قیافش خوبه اگر زودتر سلام میکنه اگر هر نقطه مثبتی داره و … اینا رو که نوشتیم هر روز شده چند بار بخونیمشون تا ذهنمون به اونها عادت کنه ( حداقل تا 21 روز) وقتی از چیزی میناله همون لحظه اون جملاتو تو ذهنمون تکرار کنیم تا ذهنمون از اون محیط دور بیفته . شاید باورتون نشه ولی یه غده سرطانیو از زندگیم با این روش بیرون کردم ! البته که خودش با صلح و سازش رفت ! اگر اون فرد اصلاح نشه قطعا از زندگیتون برای همیشه خارج میشه .هر چند اگر روی ذهنمون کار کنیم با این افراد اصلا روبرو نمیشیم ! توجه ما باعث میشه اون رفتار ها تشدید بشه . و همچنین مهم تر کردن یه نفر از خودمون باعث میشه از احساس خودمون به خاطر نظر طرف مقابل بگذریم . وقتی برای احساس و باورمون ارزش قائل باشیم وقتی با همچین کسانی رو به رو میشیم تو دلمون میگیم این نظر تویه ازش لذت ببر ! من به سبک خودم زندگی میکنم و از باورهام لذت وسلام !

  34. ما از علت رفتار دیگران آگاه نیستیم و ممکنه موضوع گله و شکایت طرف مقابل تماما به ما مربوط نباشه با این یاد آوری ما بیشتر به صلح درون میرسیم،باید در مقابل این افراد لبخند زد و فاصله گرفت،اجازه کنترل خودمون رو بهش ندیم،ازش بخواهیم که مثبت فکر کنه،مثبت حرف بزنه،تا جایی که ممکنه بحث رو عوض کنیم،فورا در لاک دفاعی فرو نریم،هیچ کس کامل نیست و در سطح آگاهی که داره رفتار می‌کنه بهتره با آرامش و نرمش برخورد کنیم و اگه راهگشا نبود بدون بحث و جدلی فاصله بگیریم.

  35. در جوابش بگو:
    من بی عیب نیستم و نمی‌خواهم باشم.
    ولی تو مطمئن باش وقتی انگشت به سمت کسی میگیری، دستان خودت پاک باشد.

  36. سلام. افرادی که مدام گله مندند در ابتدا سعی داشتن با بقیه متفاوت باشن و حرف حرف خودشون باشه و مدام بر خلاف بقیه نظر دادن کم کم شخصیت اونها شکل گرفته و فکر میکنن هیچ چیز اونقدر که باید خوب باشه، خوب نیست منتظرن مردم و شرایط و اتفاقات خودشون رو با اونها وفق بدن که امکان نداره تا وقتیکه خودشون قبول نکنن و نخوان درست شن بحث کردن با اونها فایده نداره و گره را کور تر میکند فرد گله مند از نصیحت و بحث کردن بیزاره اگه امکان داره قطع ارتباط کنیم اگه نه در مقابل حرفشون سکوت و نهایتا تکان دادن سر و در صورت امکان عوض کردن بحث بهترین راهه.

  37. ریحانه آسایان

    ریحانه.
    سلام و درود
    به نظر من میتونه ارتباطش رو با اون آدم یا شخص کم کنه اگه امکانش هست
    یا اصلا به حرفای طرف گوش ندی و حرفاشو بی اهمیت جلوه بدی و کار خودت رو انجام بدی.به اصطلاح یه گوشت در باشه یکی دروازه.
    واینکه اگه ما اینقدر روی خودمون کار کنیم و زیباییهای هر چیزی رو ببینیم و ارتعاشمون بالا بره خود به خود اون شخص از ما دور میشه و مدار ما خارج میشه حالا اون شخص هر کسی میخواد باشه.
    اگه این غر زدنها رو و گله و شکایت هارو که یکسره توی کوچه خیابون و تاکسی ومترو میشنویم بهترین راهکار گذاشتن هندزفری توی گوش هست و گوش کردن کتاب صوتی و انگیزشیا هست.
    و اینکه بحث رو کلا عوض کنی و بطور زیرکانه بحث رو ببری روی چیزهای مثبت تر.
    متشکرم.

  38. یه کم سوال مبهم هست ،
    بستگی داره اون شخص کی هست ،دوست ،آشنا ، اقوام باشه به راحتی سکوت میکنم و تا اونجایی که بتونم دوری میکنم یعنی حضور فیزیکی کنارشون ندارم ،چون این افراد از عمد کنار من این حرف هارو می زنن برای اینکه انرژی خواری کنن ،خودشون هم میدونن دارن آزار میدن و نوعی سادیسم دارن ،اینها رو میگم چون در اقوام داریم ،چون به شدت کمبود و عقده دارن که برمیگرده به دوران کودکی اونها ،و چون دنبال راه حل نمیگردن و به هیچ عنوان زیر بار عقده و حقارت خودشون نمیرن ،این مشکل خودشون رو فرافکنی میکنن روی فرد دیگه ،و با انرژی ما حالشون بهتر میشه ،
    ولی اگه این فرد از اعضای خانواده باشه ،پدر، مادر،یا خواهر و برادر ،بهترین راه این هست که اگه میتونیم از نظر مالی ازشون مستقل بشم و فاصله بگیرم ،چون اینقدر مریضن که اگه حضور ما رو حس کنن ، سریع پای پول رو وسط میکش و نون خور بودن و اینا …
    ولی اگه نتونم از نظر مالی جدا بشم ،و در یه خونه زندگی کنم ،سکوت و حرف زدن با خدا رو به همه چی ترجیح میدم و سعی میکنم انرژی اونها رو از خودم دور کنم ،و تا الان موفق بودم
    نیمه شب ها با خدا حرف زدن و بعد هم سکوت معجزه میکنه
    هر چقدر مثبت تر باشید اونها بیشتر آزار میرسونن و حرص میخورن ،
    کتابهای دبی فورد خیلی به من کمک کرد .کتاب بخونید ،نمیدونم چه رازی در کتاب خواندن هست که هر چی بیشتر میخونم ذهنم باز میشه و دهنم بسته …

  39. اول یکم توضیح میدم بعد راه حل :
    خب انتقاد سازنده داریم و انتقاد سرکوب کننده ؛
    انتقاد سرکوب کننده از طرف پدر مادر ، شخصیت تخریب شده و عصبی ، و نیازمند به توجه و انتقاد در بزرگسالی پرورش میده .
    و اگر خودتون تا بزرگسالی به یه آدم منتقد تبدیل نشده باشین پس پرزنت کردن خودتون در بین بقیه آدما خیلی کار سختیه چون عزت نفس تخریب شده .
    انتقاد سازنده ؛
    کسی که از شما مدام انتقاد های سازنده میکنه ( مثل پدر و مادر از دوران کودکی تا کنون ) باعث میشه که کم کم شما به توانایی خودت شک کنی و چون میدونی پدر مادرت معلم های تو هستن
    پس به خودت میگی چون اونها بیشتر از من میدونن پس بهتره حرفش رو در نظر بگیرم و این در نظر گرفتن ها به مرور باعث کمال گرایی و وابسته شدنت به افکار بزرگ تر ها میشه ؛ کم کم اعتماد به نفست تخریب میشه و … (ولی از حالت اول خیلی شرایط بهتره )
    وقتی پدر و مادری که مارو تعلیم میدن به این شکل هستن(منتقد) ، اجتناب ناپذیره چون شخصیت ما در کودکی شکل گرفته و حالا داره به صورت برون ریز خودشو نشون میده ؛ مثلاً ما خودمون میشیم مامان بابامون یا به عنوان دوست یا همسر کسی که اخلاق منتقد داره رو انتخاب میکنیم !
    راه حل ؛ ولی اگر از این مسئله آگاه بشیم وقتشه که عزت نفسمون رو بسازیم و بدونیم که قرار نیست من با انتقاد ها دیگران زندگی کنم و مختارم و با پدر مادرمون صحبت کنیم که انتقاد ها در طی سالیان چه تاثیری گذاشته ( تا حدی خوب بوده اما شخصیت مارو تحت الشعاع قرار داده )و بهتره من رو همینطور که هستم بپذیرید . اگر خواستید از من انتقاد کنید لطفاً به جاش من رو تایید کنید و به من فضای عملی بدین .
    با داد و بیداد کردن یا ترک فضای گفت و گو این مشکل قابل حل نیست چون رابطه با عزیزانمون ممتده.
    ولی با غریبه ها بهترین راه کنار گذاشتنشونه چون مخرب و خطرناکن !
    جالبه من خودم آدم منتقدیم نه فقط با اطرافیانم بلکه مدام در حال انتقاد کردن از خودمم و این باعث شده کمال گرا با عزت نفس پایین باشم . و سعی کردم انتقادم از دیگران سازنده باشه که باز هم نشونه هایی از کمال گراییم در انتقاد هام مشخصه !

  40. سلام
    اولین باره کامنت میذارم
    من نزدیک‌ترین کسانم اینطوری هستن و خودمم اینطوری بودم.
    میدونم هر قدر صحبت رو باهاشون طول بدی و سعی کنی نکات مثبت رو نشون بدی گاردشون قوی‌تر میشه و ذهنیتاشون بیشتر تحریک میشن برای دفاع!
    این قدرت ذهنی ماست که طبق باورها و تعاریف خودمون همه چیز رو می‌بینیم و می‌یابیم!
    و خیلی راهی نداره که دیگری از بیرون بتونه درون رو دستکاری کنه.
    من خودم اینقدر سرم از سنگی به سنگ دیگه خورد تا یک روز دیدم تو هر مساله‌ای بگی آسیب میخورم. و به همه چیز بی‌اعتمادم. خودم سعی کردم پیدا کنم چرا اینهمه مساله دارم؟ و کم‌کم پیدا کردم و انگیزش درونی داشتم.
    اون دوستی که منو خیلی تشویق به خودشناسی و کارکردن روی خودم می‌کرد بعد از مدتی تمرینو گذاشت کنار و هرچی هم من تشویق میکردم نمی‌تونست ادامه بده.
    یه آمادگی و انگیزش درونی لازمه برای آدم.
    ولی راهکارش برای من و شمایی که می‌خواهید تاثیر نپذیرید اینه که کنترل ورودی‌ها رو در دست بگیریم و سعی کنیم نشنویم.
    بقول استاد خلعتبری ویس گوش میدم تو خونه!!! یا مطلب میخونمص
    یا توی گوشی با نوت، تمرینای نوشتاری انجام میدم. یا
    کتاب و حتی آهنگ خوب گوش میدم.
    اگر هیچ کدوم نشه.
    می‌شنوم و با ذهنی که دارم می‌سازم به خودم با گفتگوی درونی حرف میزنم و در آینه‌ی اون شخص تعارضات خودم رو می‌بینم و حل می‌کنم.

  41. شهناز کروندی

    سلام
    من ۳۲ سال با یه چنین فردی زندگی کردم اگر بخواهی حرف دیگری گوش بدهی که جز سر خوردگی ویاس هیچ چیز دیگری نیست
    معمولا کسانی که مسئولیت پذیر نیستند به خاطر عدم پذیرش آنچه لیاقت خودشان هست را به دیگری نسبت می دهند
    تنها راه حل کار کردن بر روی اعتماد به نفس فرد هست زمانی که شما از یک طرف اعتماد به نفس خودت را بالا ببری واز طرف دیگر وابستگی مالیت را کاهش بدهی و بدانی که خودت برای خودت کافی هستی
    دیگر به هیچ عنوان صحبتهای دیگری هیچ تاثیری ندارد وزمانی که مسند ضعف پایین بیایی و من بیچاره را از باورت حذف کنی
    دیگری هم کمتر تحقیر میکند چون متوجه می شود که حرفهاش هیچ تاثیری بر شما ندارد

  42. درود بر شما دوست عزیزم
    ✅ نکته یک
    این مشکل یک راه حل سریع نداره و تا خود فرد هم نخواهد نمی شود فرد را به زور هدایت کرد. الان همه ما که اینجا هستیم دیگه از این همه مشکل و ذهنمون خسته شدیم دیگه واقعاً تصمیم گرفتیم زندگیمون رو تغییر بدیم. ما دلمون نمیخواهد قربانی باشیم ما از زندان فرار کردیم.

    ✅ نکته دوم
    افرادی که دنیا را تاریک می بینند، افسردگی مخفی دارند و خودشون رو قربانی می بینند و میگن ما قادر به تغییر زندگی نیستیم. دکتر هولاکوئی میگه 90 درصد ایرانی افسردگی دارند چون برای شادیشون اقدامی نمی کنند. در درمان افسردگی محبت کلامی معجزه میکنه.

    😎👈 دیروز یک مطلبی در کانالم گذاشتم تحت عنوان «اتاق تاریک ذهن». درون اون اتاق تاریک همه چی سیاه، زشت و بدرد نخوره. همون اتاق تاریک یک درب خروج خیلی واضح و روشن داره اما فرد با فکرهای تاریکی کاملاً منطقی که داره اجازه خروج فرد از اون درب خروج رو نمیده. چون هر وقت فرد تاریک بین میخواد به سمت اون درب خروج بره ذهنش تمام فکرهای به ظاهر منطقی و واقعی به سمت اون فرد پرتاب میکنه و فرد برای رهایی از ترس و نگرانی از اون درب فرار میکنه یا درب رو نادیده میگیره تا ذهنش رو متوقف کنه.

    دکتر مارک کین جمله جالبی داره میگه:
    💬«اولین گام انسان به سوی موفقیت زمانی است که از اسارت در محیطی که در آن برای اولین بار خودش را شناخته دست بردارد.» 🔘

    ⁉ حالا چیکار کنیم؟
    😎👈حالا ما باید دونه دونه فکرهای که ذهن به سمت ما پرتاب می کنه که جلوی خروج ما از این اتاق تاریک رو میگیره رو رسوا کنیم و دیگه به حرف های منفی و ترسناک ذهنمون گوش نکنیم و یک راست به سمت درب روشن خروجی ذهنمون بریم.

    ❓ مثلاً میگه تا اوضاع اقتصاد کشور خوب نشه نمیشه کسب و کاری رو شروع کرد؟
    ما در جوابش باید کلی مثال نشون طرف بدیم که عین وضعیت خود فرد رو داشتند و در همون وضعیت کار رو شروع کردن و موفق هم شدند.

    ❓ مثلا میگه من سرمایه ندارم؟
    باید کلی آدم که بدون سرمایه شروع کردن رو نشون بدیم و طرف با چشماش آنها رو ببینه و متقاعد بشه.
    ❓ مثلا میگه کشور در حال سقوط دیگه نمیشه کاری شروع کرد؟
    کلی آدمی که الان کاری رو تازه شروع کردن و یا کسانی که در سایر کشورها در اوضاع بحرانی کار رو شروع کردن نشونش بدی و متقاعدش کنی که این فکر هم غلطه و آروم آروم و پله پله و با صبر و حوصله فراوان با حال خوب فکرهای جدید رو توی ذهنش تثبیت کنید.
    توی پروسه درمان از عصبانیت دوری کنید اکثر ما ها زود می خواهیم تغییر ایجاد بشه وقتی تغییر ایجاد نمیشه عصبانی میشیم. اگر صبر دارید این روش رو شروع کنید وگرنه اون طرف خودش داغون هست نری تحت عنوان کمک سرزنش و ملامت رو شروع کنید چون به حجم افسردگی طرف اضافه میکنید.

    🤏 تمام موفقیتها بیرون اون اتاق تاریک منتظر ما هستند. ما تنها کاری که باید بکنیم این است که به سمت درب روشن بریم و درب رو باز کنیم و از اتاق خارج شیم. اما ذهن وحشی بازی در میاره و با فکرهای متفاوت ما را می ترسونه نمیزاره از درب خارج بشویم.

    😎👈دونه دونه فکرهای غلط اتاق را تاریک کرده و زمانی که ما از اتاق خارج میشیم می توانیم ثروت، خوشبختی، شادی و روابط خوب رو انتخاب کنیم.

    برای مطالعه بیشتر به کانال علم ثروت من (Elmeservatman@) مراجعه فرمائید.

  43. بستگی داره طرف مقابل کی باشه‌
    اگه کسی هست که بود و نبودش تو زندگی ما اهمیت چندانی نداره،میتونیم اون شخص رو از زندگیمون حذف ‌کنیم و یا کلا قطع ارتباط کنیم یا خیلی خیلی محدود باشه ارتباطمون. ولی اگه کسی هست که واسمون مهمه یا از عزیزان ماست یا نمیشه حذفش کرد به راحتی، میشه نشست باهاشون منطقی حرف زد و اونارو متوجه این رفتارشون کرد که خانم یا اقای عزیز تو با این رفتارت به ذهن ناخوداگاهتم پیام منفی میفرستی و رو حال خودتم اثر منفی داره، یا اینکه با این رفتارت همیشه درجا میزنی و نمیتونی به اون موفقیتی که مدر نظرت هست برسی، یا بسته به موقعیتی ک داره شکایت میکنه میتونیم کلی حرف منطقی بگیم بهش. اگر قبول کرد ک اوکیه. قبول نکرد و بازم تکرار کرد راه حل اینه که یا دوباره بهشون یاداوری کنیم که یادشون بیوفته(ب شخصه ممکنه خودم یه سری رفتار های بد رو داشته باشم تو زندگی ولی وقتی بقیه چندین بار یاداوری میکنن بهم سعی میکنم ک انجامش ندم) یا قشنگ بشینیم‌جدی باهاشون برخورد کنیم چون با بعضیا هر چقدر خوب حرف بزنی باز عمل نمیکنن تا وقتی ک جدی حرف بزنی و طرف اون موقعه که متوجه ماجرا میشه گاها‌ .یا ب غیر از یاد اوری راه حل اینه که اگه ببینیم‌درست بشو نیستن سعی کنیم با اونا ارتباطمون رو تا حد ممکن محدود کنیم یا باهم تو اون نقطه هایی ک اشتراک داریم حرف بزنیم و از اونا بحث باز کنیم تا هر دو لذت ببریم. یا راه حل اینه که به این‌حرفاشون سعی کنیم توجه نکنیم و به فیصله بدیم و فوری بحثو عوض کنیم و زیاد با همچین افرادی که اصلاح بشو هم نیستن ارتباط نگیریم. در حد نیاز فقط ارتباط میتونیم بگیریم.
    یه راه حلم ک داره اینه که خودمون انقدر قوز و مثبت اندیش باشیم و جنبه ی مثبت هر چیزی رو ببینیم و انقدر رو خودمون کار کنیم ک این حرفا رو ما اثر منفی نزارن.
    گفتین ایدی بزاریم. Night_girl20

    1
    1
  44. امیرحسین خدائی

    وقتی با این شخص روبه رو میشوید
    یعنی شما هم با این شخص فرکانس هستید
    برای اینکه این شخص دیگه با شما ارتباط نداشته باشد
    باید شما فرکانس خودتون عوض کنید
    این شخص بدون هیچ حرفی از زندگی شما خارج میشه

    1
    1
  45. یه کاری میتونی بکنی
    وقتی شما گفتی هوا ابریه بعد اون گفت که نه خیلب سرده،بهش بگین که اره درست میگی سردم هست ولی نگاه کن به لحظه،به نظرت قشنگ به نظر نمباد؟
    اگه بازم جواب خوبی نگرفتین اون بحقو ول کنید ازش بپزسید خب اگه هوای ابنجا چطور بود بهش مبگی قشنگ؟
    انقدر ابنو بپرسید تا ذهنش کم کم عادت کنه نکات مثبت رو هم بببنه

    1. ابن روش واقعا جوابه
      چون باعث میشه،حتی اگه در اوایل باهاتون مخالفت کنه،خودش بهش فکر کنه و ذهنش بهش جواب بده
      و کم کم یاد میگیره این مدلی از خودش هم سوال بپرسه و نکات مثبت رو ببینه
      سوال خیلی خوبه میتونه کمکتون کنه
      فقط به زمان احتباج داره

  46. سلام. ببینید اینجور افرار تا زمان بود اینا هم بودند و هستند و خواهند بود بلکه این ما هستیم که باید به این افراد و نظرات و انتقاداتشون بی تفاوت باشیم و وقتی نظرشونو میشنویی باید با یک لبخند جوری رفتار کنی که خودشون از خودشون بفهمند و اجازه ندند تورو تحقیر کنند هر کسی یه نقاط ضعفی داره و یه نقاط قوتی ولی نباید به کسی اجازه داد که با مورد هدف قرار دادن نقاط ضعف ادم تحقیر کنه و دست به انتقاد بپردازه باید بهش گفت که میشه یه لحظه بیای و ببریش دم آینه تا غیب و ایراد های خودشو ببینه تا از ایراد خای ما فراموش کنه یادمون نره همه مشکل دارن و هیچ کس کامل نیست پس نباید با حس غرور بیاییم دیگران تحقر مرد باید خود و دید و راهش همینه بی توجهی به این افراد و سعی کنیم که اینا مشکلات خود را ببینند نه مارو …

  47. وقتتون بخير
    اين آدما معمولا انقد جنبه هاي منفي موضوعاتو در نظر ميگيرن كه از مثبتا جا ميمونن البته ذهن ما تو اين موضوع استاده و هرچقدر بيشتر پروبال ميگيره بيشتر منفيارو ميخاد كلا ذهن ما اينجوري طراحي شده جنبه منفيو بيشتر ببينه چون شما مثلا در مواجه با ي شير حواست ميره به كشته شدنو مردن نه به زيبايييش واسه همينه منفي تو ذهن ما راحت جا ميگيره و خودش ي حسنم ميتونه باشه
    اما وقتي با اين ادما مواجه ميشيم فاصله گرفتن ي راهه ولي بهترين راه نيست
    ميشه باهاش صحبت كرد از آزاري كه به شما با اين كار ميرسونه و رو تغيير ذهن كار كرد با تكرار جملات مثبت
    تكنيك هوپوپونو ك تكنيك معروفيم هست خيلي مناسبه و مديتيشن كه فوق العادس در ضمن اب زيادم موثره همراه با اين كارا

  48. سلام خدمت همه دوستان و ادمین عزیز
    من خودم به شخصه تو همچین شرایطی دوتا مورد رو لحاظ میکنم
    اول اینکه این ادم یه انسان سمی هست و باید مراوداتم رو باهاش تا جایی که میشه صفر کنم تا خود به خود جهان( با توجه به قانون مدارها) اون فرد رو از زندگی من حذف کنه
    دوم اینکه این فرد چرا در مسیر من قرار گرفته(قانون تضاد ها)و من از این تضاد به خواسته جدیدم پی ببرم و درخواستش رو ارسال کنم
    مهمترین مسعله برام اینه که اولا خوب و بد کنار هم معنا پیدا میکنن
    دوما من به این دنیا نیومدم که بقیه آدما رو درست کنم یا جهان رو مثل خودم کنم بلکه رسالتم اونی هست که باهاش احساسم خوب میشه پس چیزا و کسانی که با حس بد بهم نزدیکن رو با قانون رهایی از خودم دور میکنم

  49. نمیدونم…
    بنظرم هیچ کس واقعی نمیدونه
    اگر میدونست الان همه حال خوشی داشتن الان بیشتر آدما تو گله و شکایتن حتی درون خود آدما… اگه غیر این بود افسرده و غمگین نداشتیم، بنظر من بیشتر افراد تو گله و شکایتن حتی شده گله و شکایت درونی و بیرونم همین افراد و جذب میکنن..
    خیلی چیزا درسته به درونمون ربط داره اما ما هنوز خدا نشدیم کامل و بی نقص نیستیم که آدمای کامل و بی نقص تو زندگیمون باشند .ما نمی‌تونیم دایم حالمون خوب باشه یا نقاب بکشیم این آدما میتونن تو زندگیمون باشند و ما با نقش بازی کردن حال خوب نمی‌تونیم از اونا دور شیم اونا محتاج محبت و محتاج حال خوبن و به گرفتن انرژی از ما نیاز دارن اگه افراد نزدیک خانوادمون باشن یا باید کمک کنیم تغییر کنن که معمولا نمیکنن یا اینکه انرژی خودمون رو آنقدر بالا ببریم و اونا رو در نور خودمون بگیریم که دیگه جایی برای گله نمونه یا هم اگر خودمون انرژی لازم رو نداریم فاصله بگیریم

    اونی که گله و شکایت داره تنها و غمگین و نیاز به دوست داشته شدن داره و خودش نمیتونه خودشو دوست داشته باشه باید یاد بگیره دوست داشتن خودشو و دریافت عشق دیگران و دادن عشق به دیگران

  50. سلام وقتتون بخیر
    من ی نظر دارم در مورد حذف کردن افراد
    واقعا چرا فکر میکنید با حذف کردن افراد میتونید میتونید به آرامش ذهنی برسید
    همه نکات منفی دارن
    حتی خانواده
    و تو نمیتونی پدرتو یا مادرتو حذف کنی
    حتی در مورد حذف کردن دوستان و آشنایان هم من میگم
    افراد بین یه کنده چوبی(فرد کم اهمیت)و یک تکه طلا(فرد عزیز زندگیمون)
    همیشه تکه طلا روانتخاب میکنن
    ولی دقیقا موقع غرق شدن هیچ اهمیتی نداره چقدر طلا داری
    یک تکه چوب مثل یه کنده یا هرچی
    همون نجاتت میدع
    ما باید تاجایی ک میتونیم افراد رو در زندگیمون نگه داریم چون بلخره ی روزی یه جایی میتونن بهمون کمک کنن

    حالا درمورد این که افراد تو زندگیمون
    فاز منفی میدن و بعد حرف ما همیشه نکته منفی ونظر منفی خودشونومیدن
    باید بهشون بگیم همیشه نباید انقدر منفی گرا باشن
    درسته هرکس نظر خودشو داره
    و هرکس زاویه دیدش فرق میکنه
    ولی باید بین نکات منفی
    نکات مثبت رو هم در نظر گرفت
    و بهشون یاد بدیم
    تو دلشون بگن
    اره من از این همه چیز بدم میاد

    ولی خب از چی خوشم میاد؟

    مثلا خودم
    از هوای خاکستری و آسمون گرفته پاییز بدم میاد
    و چون مشکل تنفسی دارم نمیتونم تو سرما نفس بکشم
    ولی خب این دلیل نمیشه از پاییز بدم بیاد و همش مخالف افراد باشم
    پاییز سرده اذیتم میکنه
    خب آره
    ولی خب بارون داره رنگین کمون داره
    برگای زرد داره
    و در آخر هم شب یلدا داره
    چی ازین بهتر؟

    در برابر تموم نکات منفی ی نکات مثبت هست
    و باید بهشون یاد بدیم
    اون مثبت هارو هم ببینن
    اینجور کمتر غر میزنن

    مرسی ادمین❤️

  51. درود به دوستان
    من سالها تجربه زندگی مشترک با چنین آدمی رو دارم
    اینکه میگید باهاش حرف بزنیم و…. کمی اغراق هست چون کسایی که توی این لوپ گیر کردن اگه خودشون نخوان صحبت اطرافیان نه تنها فایده نداره که طرف گارد بیشتری میگیره
    کاری به طرف مقابل نداریم.
    اما راهکار واسه اینکه خودمون اذیت نشیم اینه که اینجور رفتارا رو بشناسیم به محض اینکه فردی خواست بره روی فرکانس ایرادگیری نق زدن و غرولند و…… سریع کد رو بفرستیم به ذهن که یادآوری کنه این یه رفتار در سطح آگاهی طرف مقابله ومن فقط مشاهده گر هستم نه تایید میکنم ونه رد میکنم ونه قضاوت میکنم
    اینجوری خودم اصلا اذیت نمیشم
    در حد معلومات وتجربه ای که درزندگی داشتم🙏

  52. به عنوان کسی که یه همچین شخصی رو اطراف خودش داره باید بگم که
    گاهی وقتا این گیر دادن و انتقاد ها الکی بود و فقط به این دلیل ایجاد میشد که ذات اون شخص در جنگ با دنیای اطراف بود یک سری قانون و معادلات برای خودش داشت که به محض اینکه افراد اطرافش ازش تخطی میکردن سر بحث و شکایت و انتقاد و دعوا رو باز می‌کرد من خودم وقتی اینو متوجه شدم کمتر باهاش وارد بحث میشدم و سعی می‌کردم بی توجه و اعصاب خوردی ازش عبور کنم وقتی پذیرفتمش که اینم مثل هزاران بیماری دیگه یه نوع مرض هست توی وجودش بیشتر تونستم باهاش کنار بیام و حتی گاهی با آرامش دلایلم رو براش توضیح میدادم و آرومش میکردم و بهش میگفتم که اذیت میشم وقتی بهم گیر میدی چون اصولا آدم انتقاد پذیری نیستم و ایشون به شکل معجزه آسایی تغییر کرد

    ولی از حق نگذریم گاهی وقتا انتقاد های به جایی داشت
    بعد این ماجرای پذیرفتن اینکه بابا هر چی اون میگه که درست نیست و لازمه که حرفاشو اینقدر جدی نگیری یک روز پیشم اومد و گفت حدیث میدونی چیه خودمم گاهی از اینکه واست خدایی میکنم بهت گیر الکی میدم و کاراتو زیر سوال میبرم و ازت توضیح میخوام و بهت انتقاد میکنم خسته شدم خودم از این شخصیت ایراد گیر خودم خسته شدم

    الان یک سالی از اون ماجرا میگذره وقتی من پذیرفتمش و توی وجود خودم باهاش کنار اومدم انگار همه چیز از بیرون درست شد
    الان با اینکه خیلی همدیگه رو می‌بینیم و کنار هم هستیم ولی هیچ مشکلی باهاش ندارم
    یه لبخند کوچیک و عبور

  53. zohrehsarparast6468@gmail.com

    همه چیز که در بیرون می بینیم بیانگر درون ماست یعنی کسی که گله و شکایت میکنه جهان هستی اینو به ما نشون میده که یک شخصیت منفی عین همون ادم در درون ماهم هست که به صورت انرژی منفی درسیستم انرژیک ما گیر افتاده باید آن را پاکسازی کرد بعد اینکه پاکسازی شد جهان هستی همچین آدمهایی رااز زندگی ما حذف میکنه یا در صورت حدف نشدن دیگه همچین رفتاری ما رو نه اذیت میکنه تاثیره میزاره

  54. کسی که دائم انتقاد میکنه از نحوه زندگیش مشخصه که ارتعاشش چیه خبر بد اینه که ما نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم ما فقط و فقط کنترل ارتعاش و افکار خودمونو تو دستمون بگیریم و خبر خوب اینه که ما برای ساختن زندگیمون فقط به خودمون نیاز داریم چون این ما هستیم که هر لحظه داریم به جهان هستی با افکارمون ارتعاش میفرستیم و اینو از حسمون متوجه میشیم که آیا داریم چیزی که میخوایم رو خلق میکنیم یا برعکس
    پس فقط باید توجهمون به ارتعاشمون باشه و کاملا بی اعتنا به حرف مردم و نباید سعی کنیم کسی رو تغییر بدیم چون هر نقطه از آگاهی حق انتخاب داره مگر اینکه خودش ازمون کمک بخواد برای تغییر کردن

  55. خب سلام ،
    ببین الان تو داری به چی توجه میکنی ؟
    به گله و شکایت

    الان من بهت میگم به فیل فکر نکن
    به فیل فکر نکن دیگه

    دیدی درسته من دارم میگم فکر نکن و جمله منفیه ولی تو داری به فیل فکر می‌کنی

    الان تو داری به نقاط منفی اون عزیز فکر می‌کنی
    پس یعنی انرژی و ارتعاشت به اون سمت میره

    ینی داری اون ویژگی رو سفارش میدی و میگی من اینو میخام

    تو قانون ارتعاش چیزی به اسم دفع نداریم
    فقط جذبه

    الان راه حل اینکه :
    ۱- یا کلن نادیدش بگیری ( ولی چون گفتی از افراد نزدیکته نمیتونی )
    ۲- یا ویژگی مثبت ش رو بنویسی و هر روز صبح بعد از بیدار شدن و قبل از خوابیدن مرور کنی
    یا اینکه همون جوری که دوسداری باشه رو بنویسی و تصورش کنی و همون رو زندگی کنی

    ینی بنویس چقدر بابای من حرفای مثبت میزنه چقدر خوش اخلاق شده
    بعد جوری رفتار کن که انگار همینجوریه

    ینی دیگه به هیچ نقطه منفی فکر نکن

    فقط مثبت

    چگونگی خوش اخلاق شدن و مثبت حرف زدنش به من و تو ربطی نداره
    تو فقط باید سفارش بدی
    به قول خلعتبری. دنیا به تموم سفارش های ما accept داده از قبل
    بعدشم حال و احساست جوری باشه که انگار خوش اخلاق شده و تمام رفتارت باید در این سمت باشه

    احساس تو قطب نمای توعه
    اگه بد باشه حالت ینی اینکه به خواستت نرسیدی و نخواهی رسید

    پس حالت رو خوب نگه دار و انگار خوش اخلاق شده

    این فرکانسی رو به جهان می‌فرسته که اون فرد الان خوش اخلاق
    و بعدش هم « کن فیکون » تو بگو بشو و میشود

  56. باید بهش بگیم ماجرای گوساله سامری و قوم بنی اسرائیلو بخونه قرآن خیلی از کدارو بهمون داده اما متاسفانه ما از وقتی خودمونو شناختیم باور کردیم که قرآن برای مردهاس به ما القا کردن هروقت کسی بمیره قران براش بخونیم اونم فقط باصوت ولحن و بدون نفس

  57. تا شوی فارغ “بهار” ! از بازپرس ابلهان
    صومِ ‌رحمن گیر و چندی‌ در سخن‌ امساک کن
    شاید این شعر زیاد این موضوع رو نشون نده اما کمک می‌کنه

  58. برای اینکه به راه حل سریعی برسین که اینطور آدما رو خاموش بکنه به اون ها نشون بدیم که موضوعاتی که مطرح می‌کنند برای ما مهم هستش و هنگام صحبت کردن با اون ها بحث رو از یک روال منطقی به یک روال احساسی تبدیل کنیم

  59. خب سلام ،
    ببین الان تو داری به چی توجه میکنی ؟
    به گله و شکایت

    الان من بهت میگم به فیل فکر نکن
    به فیل فکر نکن دیگه

    دیدی درسته من دارم میگم فکر نکن و جمله منفیه ولی تو داری به فیل فکر می‌کنی

    الان تو داری به نقاط منفی اون عزیز فکر می‌کنی
    پس یعنی انرژی و ارتعاشت به اون سمت میره

    ینی داری اون ویژگی رو سفارش میدی و میگی من اینو میخام

    تو قانون ارتعاش چیزی به اسم دفع نداریم
    فقط جذبه

    الان راه حل اینکه :
    ۱- یا کلن نادیدش بگیری ( ولی چون گفتی از افراد نزدیکته نمیتونی )
    ۲- یا ویژگی مثبت ش رو بنویسی و هر روز صبح بعد از بیدار شدن و قبل از خوابیدن مرور کنی
    یا اینکه همون جوری که دوسداری باشه رو بنویسی و تصورش کنی و همون رو زندگی کنی

    ینی بنویس چقدر بابای من حرفای مثبت میزنه چقدر خوش اخلاق شده
    بعد جوری رفتار کن که انگار همینجوریه

    ینی دیگه به هیچ نقطه منفی فکر نکن

    فقط مثبت

    چگونگی خوش اخلاق شدن و مثبت حرف زدنش به من و تو ربطی نداره
    تو فقط باید سفارش بدی
    به قول خلعتبری. دنیا به تموم سفارش های ما accept داده از قبل
    بعدشم حال و احساست جوری باشه که انگار خوش اخلاق شده و تمام رفتارت باید در این سمت باشه

    احساس تو قطب نمای توعه
    اگه بد باشه حالت ینی اینکه به خواستت نرسیدی و نخواهی رسید

    پس حالت رو خوب نگه دار و انگار خوش اخلاق شده

    این فرکانسی رو به جهان می‌فرسته که اون فرد الان خوش اخلاق
    و بعدش هم « کن فیکن » تو بگو بشو و میشود

  60. سلام.
    دو حالت داره:
    ۱-از من و اوضاع من انتقاد میکنه.
    ۲-از شرایط و وضع موجود انتقاد میکنه.
    تو حالت اول:مشکل از منه و با توجه به اینکه صد در صد مسئول زندگیمون هستیم ، از داخل به خودمون فشار میاریم و از رفتار و کارامون انتقاد میکنیم و انعکاسشو بیرون میبینم،که با برداشتن این فشار درونی مشکل حل خواهد شد.
    تو حالت دوم:از شرایط و وضع موجود ناله میکنه که نشون میده این شخص صد در صد مسئولین زندگیشو نپذیرفته و ما نمیتونیم اونو تغییر بدیم فقط میتونیم با توجه کردن به جنبه های مثبت دیگرش از روی خوش و حالات رفتاری خوبشو جذب کنیم و نقو نوق زدنشو دور بزنیم.

  61. بهترین کار اینه باور و دیدگاه خودمون رو انچه هست بپذیریم و فقط نمایشی نباشه تصحیحش کنیم که همچین افرادی دوربرمون نباشه و اگه جز خانواده باشه با تغییر خود انها هم تحت تاثیر قرار میگیرن

  62. تا شوی فارغ “بهار از بازپرس ابلهان
    صومِ ‌رحمن گیر و چندی‌ در سخن‌ امساک کن
    شاید این شعر زیاد این موضوع رو نشون نده اما کمک می‌کنه

  63. تو یه جمله:
    تو نمیتونی آدمای اطرافت رو عوض کنی
    ولی خوشبختانه تو میتونی آدمای اطرافتو عوض کنی…❤️🙏

  64. با سلام
    طبق گفته مهشید رئیسی
    اول بهش بگیم دوم مثل خودش رفتار کنیم سوم پاکسازی کنیم
    عباسمنش میگه اعراض کنید توجه نکنید و رها کنید
    کتاب محدودیت صفر درجه میگه چون مشکل از خودته پاکسازی کنید ؛ دوستت دارم، منو ببخش، متاسفم، سپاسگزارم،
    شریفی میگه باید بهش بگی
    ولی به نظرم پاکسازی کتاب محدودیت صفر بهتر جواب میده

  65. ب نظرم اول از همه باید دید چقدر انتقاداتی ک از ما میشه، درسته.اگه درسته پس چ بهتر ک اصلاح بشه.بعضی وقتا اون حجم انتقاداتی ک از ما میشه درست نیس،چون اون عزیز داره فرافکنی میکنه،ینی خصوصیاتی ک ازش بیزاره و ناراحتش میکنه رو درون من دیده و ب من میگه،اینجا مشکل از من نیس،مشکل از درون خدشه و اون عزیز متوجه انکار اون ویژگی ها داخل خدش نیس.ب خاطر همین منو مخاطب قرار میده و با حرفا اذیت میکنه ک وقتی متوجه این مساله فرافکنی باشی،کمتر دلخور میشی و شایدم بی خیالش بشی.
    بعضی وقتا انتقادات از سر دلسوزی یا ترسه.اینجور وقتا باید درک کرد و محتاط بود.مث وقتی ک من میخام ی کاری رو شروع کنم و بخاطر این اوضاع قاراشمیش،اون عزیز از من انتقاد میکنه ک تو مناسب این کار نیستی و تجربه ای نداری و فلان.ک این از ترسش یا دلسوزیش از شکست من یا ناکامی منه.ک باید درکش کرد و درباره کار محتاط بود اما نظر اون ادمو مبنا قرار ندی و چیزی ک از نظرت درسته رو انجام بدی ،هرچند اگ شکستم خوردی،لااقل حسرتی نشده برات و ی سری درسا گرفتی ک بعدا ب دردت میخورن یا قراره همونا تو رو تو ی مسیر جدید قرار بدن.
    گاهی من تو کاری شکست خوردم و اون ادم از من انتقاد میکنه ک اگه اون کارو نمیکردی یا ب حرف من گوش میکردی.این اتفاق نمیفتاد.اینجا فاصله گرفتن،ب نظرم بهترین کاره.چون تو دراز مدت،حرفاش تو ناخوداگاهت میره و باورت میشه ک تو شاید همون ادم ناتوانی ک اون میگه،باشی.
    گاهی وقتا انتقادات از سر دلتنگی،لجبازی یا ی نیاز عاطفیه.ی نیاز برای اینکه ب من توجه کن؛من حالم بده.مث اون بچه شیش ساله ک بهش میگی این غذا خ خوشمزس میگه نخیرم.میگی این لباسه خوشگله.میگه خیلیم زشته.ب نظرم اینجا نیاز ب ی دلجویی،توجه،یه پرسش ک چرا اینطوری شدی
    گاهی انتقادات از سر حسادته.از سر حسادت ی حرفا میگه ک منو ناراحت کنه.فرضا من کاری رو درست انجام دادم و تحسین خیلیهارو برانگیختم.طرف من بعدا میاد تو جمع ی چی میگه ک تمام حس و حال خوب منو از کارم،میپرونه.
    گاهی از حسادت نیس،اون ادم مدلشه.مثلا نسبت ب خ چیزها بدبینه یا خ کم اعتماد میکنه،به تجربه خدم،اینجور وقتا مث خدش شدم.باهاش بحث کردم ب چالش کشیدمش.مث خودش رفتار کردم.حالا یا فهمیده و کمتر انتقاد کرده یا بیشتر بحث کرده ک منم دیگه ازش دور شدم تا آرامشمو داشته باشم.اینا تمام تجربم بودن

  66. بنظرم وقتی یکی غر میزنه درونا از چیزی عصبانیه
    یا واکنشش نسبت به یه اتفاق هست شاید اینطورمبخواد احساسشو بروز بده
    بهتره اگر دلیلش پیدا نکردیم با خنده و طنز قضیه رو جمع کنیم
    خواهر منم دقیقا همینطوریه همیشه اخماش تو همه
    همش بهش میخندیم و مثلا دیالوگ هاشو تکرار میکنیم مثلا فرد سومیو که مخاطبه باهاش صحبت میکنیم و بعد با خنده میگیم الان رکسانا این جمله رو میگه
    یک راحل که قبلا هم خوندم اینه که مثلا به. جای اینکه بگیم شیر بخر و اون بگه وای چرا من بخرم یا وای شیر دیگه چیه یا وقت ندارم
    بپرسیم بنظرت تو خونه چی نیازه
    یا مثلا دوست داری شیر بخرم بعد بگی اوکی من فلان کار میکنم تو در عوض شیر بخر

  67. تجربه من درمورد زندگی با یکی از این ادما: اگه اون یه فرد نزدیک بهت باشه نمیتونی حذفش کنی به همین خاطر من سعی کردم نادیدش بگیرم و مغزمو شرطی کنم تا به صداش گوش نکنم اولش ذهنم مقاومت میکرد( مثل وقتی که میخوای برای اولین بار با دست مخالف مسواک بزنی ) و کلافه میشدم اما بعد یه مدت دیگه وقتی صحبتای منفی میکرد صداشو نمیشنیدم اونم کم کم یاد گرفت که این رفتاراشو کمتر کنه حداقل دیگه تو برخورد با من اون حرفا رو نمی زنه . نتیجش هم آرامش من و کمتر خسته شدن خودشه

  68. درود بر شما
    حقیقت اینجاست که ما هرررر کاری که بکنیم، هرگز نمی‌تونیم هیچکسی رو تغییر بدیم. از پدر، مادر، خواهر و برادر گرفته تا همسر و فرزند و دوست و غیره. علت چیه؟ همه ما آدما یک شخصیت داریم. اما تعریف شخصیت از نظر علمی چیه؟ ذهن انسان از دو بخش تشکیل میشه. خودآگاه و ناخودآگاه. خودآگاه فقط ۵ درصد ذهن ماست ولی ۹۵ درصد ذهن ما ناخودآگاه هستش. شخصیت ما در واقع برنامه ریزی های ذهن ناخودآگاه ماست. حالا ناخودآگاه چطور برنامه ریزی میشه؟ وقتی شما به یک فکری توجه میکنی، موادی از طریق مغز به بدن انتقال داده میشه که باعث بوجود اومدن احساسات در بدن میشه. این احساسات باعث میشه شما بیشتر درباره اون موضوع فکر کنی و دوباره احساسات بیشتر در بدن بوجود میاد. این به یک چرخه تبدیل میشه. تکرار این چرخه باعث میشه بدن شما به این احساسات اعتیاد پیدا کنه. بخاطر این اعتیاد، شما هر روز به اون موضوع فکر میکنید و توجهتون به سمت موضوع های مشابه کشیده میشه. اینطوری ناخودآگاه شما برنامه ریزی میشه و شما بدون اینکه حواست باشه، ۹۰ درصد مواقع به اون موضوع و موضوع های مشابه توجه میکنی. به مرور این افکار به خلق و خوی شما تبدیل میشه و بین ۲ تا ۵ سال، شخصیت شما شکل میگیره. در واقع شخصیت شما طبق اون افکار شکل میگیره و واقعیت زندگی شما رو شکل میده. اما این فقط واقعیت زندگی شخص شماست، نه حقیقت زندگی. اما همه انسان ها براساس واقعیت های زندگیشون، که در واقع، واقعیت های ذهن فقط اونها هستش، همه ی چیزها رو قضاوت میکنن.تصور کن شما تو زندگیت رفتی دنبال پول و بدون هیچ مشکلی، موفق شدی و همه چیز به نفعت بوده و پولدار شدی. اما پدر شما تو زندگیش همیشه به در بسته خورده. هیچوقت هم پولدار نشده. همیشه هم مشکل بی پولی داشته. واقعیت زندگی شما پول در آوردن و موفقیته. واقعیت زندگی پدر شما فقر و شکسته. حالا شما وارد بحث میشین. شخصیت شکل گرفته شما،طبق توضیحاتی که دادم، ۱۰۰۱ دلیل داره که میگه پول هست. میشه پولدار شد. میشه همه چیز به نفعت باشه. در همین حال شخصیت پدر شما هم ۱۰۰۱ داره که میگه امکان نداره پولدار شد. همیشه همه چیز به ضررت میشه. هر کی میگه میشه دروغ میگه. جالب اینجاست پدر شما داره شما رو به عنوان یک نمونه موفق جلوی چشماش میبینه، اما اون شخصیت شکل گرفته ی درون پدر شما، برای خودش انننقدر توجیه میاره، که موفقیت شما رو هم زیر سوال ببره. چون ذهنش عادت کرده دنبال دلایلی بگرده، که تهش ثابت کنه که نمیشه و تو هم اگر تونستی شانسی بوده. چون شخصیتش یک شخصیت فقیر و شکست خورده است. حالا شما میخوای شخصیتی که طی حداقل ۲ سال در یک فردی شکل گرفته ،که قطعا مدت زمانش خیلی خیلی بیشتره و مثلا در مورد پدر شما میشه حداقل ۴۰ تا ۵۰ سال، این شخصیت رو میخوای تغییر بدی و میشینی باهاش بحث میکنی. بنظرت شدنیه؟ هرگز. قطعا نمیشه. شما اگر بخوای یک شخصیت رو در خودت بسازی باید حداقل ۲ سال زمان صرف خودت کنی تا اون شخصیت در تو شکل بگیره. اونوقت میخوای با چند دقیقه بحث کردن، شخصیت طرف مقابلت رو تغییر بدی؟ قطعا نمیشه. این مطالب کاملا علمی بود تا شما اول از هر چیزی، منطقی درک بکنی که نمیتونی کسی رو تغییر بدی جز خودت. تمام. حالا هر موقع کسی از شما انتقادی بکنه، شما میدونی که شخصیت اون فرد، به اون نتیجه رسیده که همچین انتقادی رو از شما بکنه و این فقط نظر اون فرد، بر اساس ذهنیت های اون فرد هستش که شما هرگز نمیتونی اون رو تغییر بدی. اون شخصیتش اینطوری شکل گرفته. بنابراین هر موقع دیدید کسی گله و شکایتی داره از هررر چیزی فرقی نمیکنه، هر موقع دیدید کسی داره قضاوتی میکنه، انتقادی میکنه و در کل نظری داره که مخالف نظر شماست، فقط آگاه باشید که شخصیت اون فرد اینه و طبیعیه که این نظر رو داشته باشه. حتی مواقعی که شما ۱۰۰ در ۱۰۰ راجع به موضوعی مطمئن هستید و اصلا کل دنیا هم معتقده که شما درست میگید، باز هم نمیتونید طرف مقابلتون رو توجیه کنید. چون اون فرد دلایلی داره توی ذهنش، که هر کاری هم بکنید، اون به همون نتیجه ای که خودش و شخصیتش میخواد میرسه. پس وقتی شما از این موضوع آگاه باشید و بپذیرید که فقط و فقط و فقط میتونید خودتون و شخصیت خودتون رو تغییر بدید و نه دیگران رو، در چنین مواقعی دیگه نظرات طرف مقابل حتی وقتی عزیزترین فرد زندگیتون هم باشه، تاثیری در احساسات شما نخواد داشت. از دید قرآنی هم که نگاه کنید، خدا هرگز نمیگه باید دیگران رو به راه درست بکشونی. خدا میگه هدایت وظیفه ی منه. خدا میگه از منفی ها پرهیز کن. نمیگه تغییرشون بده و مثبتشون کن. به یاد داشته باش که حضرت نوح نتونست حتی پسر خودش رو به راه درست بیاره. ما میتونیم به بهشت بریم، ولی هرگز نمیتونیم کسی رو با خودمون به بهشت ببریم. هر کس خودش بخواد، خدا راه رو نشونش میده و همینطور که من و شما تو مسیر تغییر اومدیم و دنبال راه حل ها هستیم، هر کس دیگه ای در هر جای دنیا باشه، اگر بخواد، اگر درخواست کنه، خدا راه رو به اون هم نشون میده. روز خوبی داشته باشید.

  69. چون مدام داره ازت انتقاد می‌کنه و عادت شده
    و بحث و مشاجره فقط وقت تلف کردنه وقتیه
    فقط هر وقت داره ازت انتقاد (زرد) می‌کنه و اگه جزو افراد خونی و نزدیکته، فقط بهش گوش بده و الکی سر تکون بده بابت تایید حرفش
    بعد سعی کن سری جمعش کنی و از محیط خارج شی، مثلا بگی اره تو راست میگی یا حق باتو اگه اینارو سریع بگی و نزاری حرفش ادامه داشته باشه تمومه

  70. سلام منم قبلا اینطوری بودم ، بیشتر دلیلش بخاطر فرکانس پایین و قضاوت کردن و ناشکری هست ، اگر خودتون این مشکل رو دارید کتاب شکرگزاری راندا برن رو تمرین کنید و مدیتیشن کنید ، اگر از اطرافیانتون اینطوری هستند فقط بدویید چون بی نهایت این افراد انرژی خواری میکنن و کمبود انرژیشون رو با غر زدن از انرژی دیگران میگیرن

  71. گله و شکایتی که توی خودته رو ببین و تمومش کن تا دیگه اون گله و شکایتها رو نشنویی اون دقیقا آینه خودمونه فقط باید خودمون رو توی اون ببینیم و ازش فرار نکنیم

  72. سلام
    به قول خلعتبری همه چی درون خود ماست یا من در وجود خودم مشکلی دارم که هروقت اون انسان و میبینم که درحال انتقاده روش حساس میشم و مشکل خودمو تو وجود اون میبینم یا اینکه کلا از مدار من خارج میشه ولی اگه کسی هست که نمی‌توانیم بزاریمش کنار دو حالت بیشتر ندارد یا مشکلی که تووجود خودمونه حلش کنیم که دیگه به رفتار اون شخص واکنش نشون ندیم حالت دومم اینه که فقط خوبیشو ببینیم که خوبیاش بیشتر بشه و تغییر کنه

  73. درود همه عزیزان
    اگر خود ما در فرکانسی هستیم گله نکنیم اصلا با همچین فردی روبرو نمی شیم ولی زمانی که خود ما در مدار غر زدن وشکایت کردن باشیم مرتب چنین افرادی رو ناخودآگاه جذب می کنیم

  74. درود همه عزیزان
    اگر خود ما در فرکانسی هستیم گله نکنیم اصلا با همچین فردی روبرو نمی شیم ولی زمانی که خود ما در مدار غر زدن وشکایت کردن باشیم مرتب چنین افرادی رو ناخودآگاه جذب می کنیم

  75. همسر من دقیقا همین رفتار رو داره وهمیشه باعث رنجش من میشد حدود10 سال پیش یه نفربه من کتاب لطفا گوسفندنباشید رو داد وهمون باعث شد من به طرف قانون جذب و… کشیده بشم در حقیقت من روی خودم کارکردم وهمسرم هنوز تغییری نکرده اما چون اعتمادبنفسم بالارفته نمیتونه منو تخریب کنه چون میدونم در حقیقت ادن یک بیماره پس بحث نمیکنم باهاش فقط با لبخندبه حرفاش گوش میدم وتو دلم واسش آرزوی سعادت میکنم

  76. گاهی وقتها ادم دل به دل این افراد بده اونا بیشتر و بیشتر این کار و تکرار میکنن
    حتی اگر سخته فقط یه بار برای هر حرفشون متناقض صحبت کرد.بادلیل و منطق حرفشونو زیر سوال ببرید و قاتعشون کنید
    اگر قانع شدن دیدگاهشون اشتباهه چه بهتر
    اگر نشدن وقتی میبینن باهاشون انقدر مخالفید و کارشوک و حرفشونو زیر سوال میبرید و نمیتونن روی شما اثر بذارن از دیدگاهشون پایین میاد و به مرور جلوتون صحبت منفی نمیکنن

  77. معمولا افرادی که همیشه گله و شکایت میکنن، افراد کمال گرایی هستن!
    کمال گراها معمولا از همه چی شاکی هستن و همیشه دنبال ۱۰۰ بودن هستن.
    از نظر من باید یه لیستی از کمی و کاستی های خودشو بهش بدیم و بگیم که هیچ کسی کامل نیست و مجبوری بپذیری. هرکسی که خودشو بپذیره، میتونه کل دنیا رو همونجوری که هست بپذیره، کمال گرایی یه اختلال هست،
    در عوض هم باید ما اینقدر اعتماد به نفس داشته باشیم که این انتقادات کمترین تاثیر رو روی ما بذاره و در عوض اگه خصوصیت اذیت کننده ای داریم، باید اصلاحش کنیم

  78. اگر اون فرد از نزدیکان ما نباشه راحت ترین راه حذف کردن اون آدم از دایره روابطمون هست.
    اما اگر از اعضای خانواده باشه،درسته که نمیشه حذفش کرد چون برای مثال پدرمن همیشه پدر من هست و خواهد بود؛ ولی باز هم میشه تا حدودی تعامل هارو کمتر کرد، و بیشتر در مواقع ضروریتر سراغ او شخص بریم.

    TAo2pQ5nSbQ7BrWVZo2AXCKuEZQFxMFz7K

  79. این مورد نشاندهنده وجود مشکل عزت نفس پایین در ماست
    عزت نفس پایین خصوصا در زندگی مشترک و شریک زندگی اشتباه باعث میشه طرف مقابل آگاهانه یا ناخودآگاه به این ضعف ما پی ببره و با ایرادگرفتن مکرر سلطه پیدا کنه و ما هم چون عزت نفس نداریم از ابتدا برخوردی نکردیم که متوجه بشه چنین اجازه ای نداره
    پس باید روی عزت نفس خودمون کار کنیم و وقتی این مشکل رو حل کنیم بصورت خودکار انعکاسش در پیرامون ما با برخورد مناسب دفاعی و حتی تهاجمی مناسب دیده میشه و هیچ فردی دیگه به خودش اجازه چنین رفتاری با ما نمیده، نهایتا اگر فرد مقابل اصلاح پذیر نبود همین عزت نفس مانع از تحمل میشه و اون فرد بیمار را ترک خواهیم کرد.

  80. کم توجهی با رعایت احترام وفهماندن به طرف جوری که ناراحت نشه ازتون شرط وشروت گزاشتن درشرایطی واخرین مرحله ترک اونم به ارامی

  81. تو این شرایط هیچ نیازی به فاصله گرفتن از طرف نیست، هیچ نیازی به فهموندن اینکه حرف هاش چه تاثیری توی زندگیش داره نیست، تنها کاری که باید انجام داد اینه که با روش هایی که بلدین یا یاد میگیرین حواس خودتون رو از اون گلگی و شکایتی که شنیدین پرت کنید. همین یا حق

  82. سلام خوب من
    اندک زمانیست که دریافتم خودم قضاوت نکنم و آیا اینکه از خودم و جهان اطرافم گلایه، شکایت نکنم. از درون خودم را اصلاح کنم تا بر محیط اطرافم تاثیر گذار باشم. و همین امر باعث شد. که دگر خود بخود از افراد منفی گرا دور و دور تر بشم و حتی رفیقی که همیشه طاقت یک لحظه دوریش را نداشتم. و هر لحظه با هم بودیم و در گله و شکایت این جهان….. امروز فقط کافی است. از درون خود را پیدا کنی جهان خودش بقیه کارها برایت مثل آب خوردن انجام میده لازم نیست تو کاری کنی که از فلانی که گلایه و شکایت می کند دوری کنی وقتی خودت با خودت به صلح و دوستی برسی جهان این افراد را از زندگیت حذف میکنه به همین راحتی تکنیک اینه بهترین راه برای رفاقت با خود واقیعت هست من انجامش دادم الان جهان اطرافم رنگ و بوی تازه ای گرفته هست به انگار تازه متولد شده ام بی هیچ انسان منفی نگری شاد هستم.. نمی دانم توانستم منظورم درست بیان کنم یا نه، در آخر ما خود هستیم که هر کس و هر چیز را چه بد و چه خوب به خود جذب میکنیم… پس راه حل مسئله خود ما هستیم

  83. سلام به نظرمن کسی که همش غرمیزنه کمبودمحبت وتوجه داره بهش محبت کن عشق بورز تاحالش خوب بشه فقط همین چون گفتیدازعزیزانتون هستن پس ارزشش‌روداره وقت بزاری وعشق بورزی
    ادمهایی که شنیده نشدن وبی مهری دیدن ازاطرافیان بداخلاق میشن ومنفی

  84. سلام در پاسخ سوالتون میخوام یه داستان واقعی تعریف کنم که تعدادی از پاسخ دوستان صدرصد جواب داده
    خب داستان از اونجایی شروع میشه که فریده خانم ازدواج کردند وهمسرشون بسیار بد دهن وفحاش بودن که پدر و مادرشون رو در کودکی از دست داده بودند وعموی دومش اورا به منزل خودشون برده بود وبرای تک دخترشون صیغه محرمیت خونده بود وپیش مادر خانم عمویش (که پیرزن تنها بود که در طبقه پایین عمویش زندگی میکرد)بزرگ شده بود
    عموی سعید وقتی سعید به سن ۱۸ سالگی رسید تمام اموال پدر سعید که نمایشگاه ماشین وویلای شمال واملاک دیگری که دستش امانت بود را به نام خودش کرده بود و اورا به خانه ی وقفی که پدر سعید قبل از مرگ در آنجا زندگی میکرد فرستاد
    خانه ای که هیچ مدرکی از آن نبود .
    زن عموی سعید برای خلاصی کامل از سعید برایشزن گرفت تا بتواند صیغه محرمیت دخترش را به بهانه ای فخس کند .
    سعید وفریده صاحب دوفرزند شدند
    بیست سال گذشت خواهر کوچک فریده به نام فریبا دختری بسیار زیبا وباهوش وزیرک بود
    میان خواهر برادرانش از همه خوشبخت تر وموفق تر بود
    خصوصیات فریبا این بود هروقت از رفتاری خوشش نمی آمد سکوت میکرد سرش را گرم کارهای دیگر میکرد
    وقتی متوجه میشد فلان فرد خصوصیت منفی دارد سریع یک مورد مثبت اورا پیدا میکرد وبعدا طی گفتگو بهش یادآوری میکرد
    وقتی کاری بهش سپرده میشد و مجبور به انجام بود انقدر باعشق انجام میداد که حتی کسانی که زیر کار در رو بودند همه به سمتش جذب میشدند ودر انجام کار با اون همراهی میکردند و کمکش میکردند که افراد حسود فامیل بهش میگفتند آخه تو چیکار میکنی که همه دنبالت میان وحتی علنی خرابش میکردند وبرچسب میزدند که جادو جنبل میکنه وهمه رو تسخیر میکنه .
    اون چون خانواده از همگسیخته ای داشت توی فامیل شوهر به همه محبت میکرد وعاشقانه همه رو دوست داشت وبرای همه طلب خیر میکرد حتی یکبار که توی خونه شون ختم قران برگزار کرده بود عمه ی شوهرش که اهل جادو جنبل بود وبرای فریبا خیلی جادو میکرد وفریبای بیچاره از همه جا بیخبر وقتی عمه خانم رو دعوت کرده بود عمه خانم کمر درد دوماهه اش را از چشم اون میدید با غضب به فریبا گفت من کمرم درد میکنه چرا مجلس گرفتی که ما نمیتونیم بیایم فریبا اشک توی چشمانش جمع شده بود ودست روی کمر عمه خانم گذاشته بود گفته ان شالله بحق همین مجلس امام حسین ع خوب میشید وفردای اون روز عمه خانم کمردردش خوب شده بود. فقط وفقط باعشق زندگی میکرد.نگم براتون که چقدر فامیل شوهرش انقدررررررررمشکلات مختلف براش درست میکردن که همه ی نقشه هاشون نقش برآب میشد طوری که قبلش شوهرش از شدت عصبانیت بیمار میشد بعد فریبا میگفت این حرف رو به من زدند ویا این پاپوش رو برای من درست کردند یااین تهمت رو به من زدند پس اختیار بامنه
    همون لحظه ها غصه به خدا میگفت همه رو سپردم به تو ازمن بگیرشون وبعد آرام به همسرش میگفت من بخشیدمشون توهم همینجا چالش کن وراضی نیستم کوچکترین عکس العملی بهشون نشون بدی .و تمام آرامش توی زندگیشون برگزار میشد
    یادمه وقتی فریبا میخواست دخترش رو شوهر بده یکی از دشمنانش که جاری ومادر جاریش بودند واون جاری از خدا بیخبر مدام توطئه و جادو جنبل میکردند وبین خانواده مادری فریبا اختلاف مینداختند دست به آسمون بلند کرد گفت خدایا تومیدونی کیه من نمیدونم نمیزاره خانواده من بیان وهر وقت هم میان بااختلاف ودعوا میرن پس حلش کن اختلاف رو به اعضای وجودش بنداز وقتی مادر جاریش توی بستر بیماری افتاد دکترا گفتن اعضای بدنش باهم نمیسازن برای هرکدوم دارو میدیم برای قسمت دیگه ناسازگاری داره وپس ازیکسال بستری شدن توی بیمارستانهای خصوصی واون هزینه های بالا فوت کرد
    خلاصه از خوبی وزیرکی وداناییش و سیاستش هرچی بگم کم گفتم برگردیم سر داستان اصلی
    فریبا رفیق وخواهر کودکی فریده بود با یک دنیا اختلاف با وجود همنشینی وهم صحبتی بسیار فریده بسیار ساده بود وسریع تحت تاثیر دیگرون قرار میگرفت و به خاطر دلسوز بودنش دلش نمی اومد که کسی رو کنار بزاره بعد از زندگی با سعید بد دهن هم شده بود
    وقتی فریبا میخواست دخترش رو شوهر بده به فریده گفته بود منزلشون جا نداره نمیتونه خواهر برادراش و دعوت کنه برای نامزدی اگه تو دوست داری بیا واگر به سعید گفتی سفارش کن به بقیه نگه
    سعید که آدم دهن لقی بود همیشه برای فریبا راز داری میکرد همیشه وقتی فریبا میرفت خونه شون با ادب واحترام صحبت میکرد همیشه .
    چون فریبا به فریده سفارش کرده بود من وهمسرم هر چقدر باتوخودمونی هستیم وتو به تنهایی تمام مشکلاتت رو برای من وهمسرم درمیون میزاری ولییییییی هیچ وقت جلوی همسرت بدی اش را نکن چون با اینکار به من که میهمان تو هستم بی احترامی کردی من میخوام یکی دوساعت دورهم خوش باشید نه اینکه جنگ وجدال شما هارو ببینم
    اسم خواهر بزرگترشون که فرح بود به همراه همسرش یک آتیش بیار به تمام معنا بودند وانگار بدون اختلاف انداختن وخبر بردن وآوردن شبشون صبح نمیشد خیلی هم در گیر مسائل جنسی بودن ومعیارشون فقط همینجور چیزابود لامذهبا همش سرهمین قضیه دعوا واختلاف وطلاق وطلاقکشی بعد دوباره میرفتن سر زندگیشون انگار از لرزوندن وغصه دادن دیگرون لذت میبردن جالبه که فرح خیلی از ارواح رو میدید و باهاشون حرف میزد همینطور توی بیداری .
    فریبا به شوهرش جواد سفارش کرده بود که اگر باجناقا پیشش درد ودل کردن وبدگویی همو کردن اصلا حرفی نزنه فقط سکوت کنه وجواد هم چون به هوش ودراینت همسرش ایمان آورده بود به حرفش گوش میکرد .
    فریده انقدر از زندگی خسته شده بود انقدر فرح وشوهرش اختلاف انداخته بودن وشوهر فرح منتظر مرگ یکی از اونها بود فریده مریض شد از یک بیماری ساده بستری تا چند بار جراحی وشیمی درمانی وقتی رفیق بچه گی های فریبا بسیار رنجور و تکیده شده بود از همسرش خواست اونو به شمال ببره تا حال و هوایی عوض کنه چون به دلیل کرونا راهها بسته بود باهزار دروغ ودونگ سعید پلیس ها رو راضی کرد تا بالاخره رفتن شمال فریبا به فریده گفته بود فرح پرستار خوبی است اورا باخود ببرد واز خواهر بزرگش فرح خواسته بود که با انها برود و فرح هم چون تازگی با همسرش قهر کرده بود بدون اجازه بهمراه اونها به شمال رفته بود اونجا چون مدام ذهنش درگیر مسایل جنسی بود که الان خواهرش بیمارست و نمیتواند همسرش را تامین کند از طرف سعید مورد تقاضا قرار میگیرد و وقتی با اون صحنه مواجهه میشود و با چاقو تهدید میشود از مهلکه فرار میکنداز آن طرف بچه های فریده به ویلا می آیند و فرح به فریبا زنگ میزند و ماجرا را میگوید و فریبا به فریده میگوید که دیگر باید به تهران برگردند و آنها به تهران می ایند مدتی بعد که فریده برای شیمی درمانی میرفت سه چهاروز بیمارستان میماند دخترش پیشش میماند
    فرح با دختر فریدهبحث میکند واو را به خانه میفرستد سعید با جواد شوهر فریبا صحبت میکند که جواد فریبا را برای پرستاری از فریده بفرستد و جواد به سعید میگوید خودت به بیمارستان برو چرا که فریده دلش میخواهد همسرش به او رسیدگی کند وتو در کنارش باشی
    چون بارها فریده گفته بود من دوست دارم سعید در کنارم باشد .
    ولی سعید در خانه میماند و بیخیال زندگیش رامیکرد
    سعید به جواد گفت شوهر فرح به من تهمت تجاوز زده واگر فرح پیش فریده بماند اورا میکشد .
    خلاصه آن شب آخرین شب زندگی فریده بود فرح ماجرا را برای فریده تعریف میکند وفریده که با امیدبه زندگی تلاش برای ماندن میکرد در همان لحظه ی شنیدن دارفانی را وداع گفت .و فریبا را تنها گذاشت .
    و فردا صبح فرح داغدار ازاشتباه خود موضوع را با فریبا در میان میگذارد و با وجود اینکه بارها فریبا سفارش کرده بود موضوع را به کسی نگوید فرح احمق اول به همسرش وبعد همسرش به فرزندانش وسپس به دختر فریده وآخر سر به فریده گفته بود .
    بازهم فریبا باعشق گفت خواهرم این حرف را همانجا دفن کن که گفتنش همه ی خانواده را بهم میریزد .
    حالا فریده رفته و همسر بددهن فریده اجازه ارتباط هیچ یک از فامیل را به فرزندانش نمیدهد بجز فریبا
    وپشت سر فریبا مدام فریده مرحوم را فحش میدهد ونفرین میکند ولی جلوی فریبا هزار بار برای فریده وامواتش طلب مغفرت میکند .وفریبا در پاسخ میگوید خدا به شما سلامتی بدهد باخود میگوید اوست بچه یتیمی تو سری خورده واموالش به تاراج رفته با هزار کمبود هرکس باید کارمای عملش راپس بدهد وقضاوت با الله یکتاست
    سکوت فریبا
    بی توجهی به رفتار سمی دیگران
    توجه به رفتار مثبت دیگران
    محبت بدون چشم داشت از فرد
    و ثبات قدم در تعهدش باخدا که وقتی سپرد به خدا دیگر دخالتی در اینکه بگوید چگونه میشود را ندارد میسپارد وتمام .
    فقط به فکر رشد وپیشرفت خود است
    و موضوع منفی که مطرح میشود همانجا تمام میشود .
    بلا فاصله با سپردن به قدرت برتر .
    ودر مقابل خالق تسلیم

  85. درود
    از زندگی خودم می اندازند بیرون و روی خودم کار میکنم چراغ خاموش، با محتول شدن خودم ، مسلما اونهم دورادور خبر دار میشه و بعد میاد که کمک بگیره، و اونوقت میشه کمکش کرد

  86. نمیشه طرف مقابل روتغیر داد وقتی همه چیز آیینه ای از درون ماست پس تنهاراه اینکه از خودمون بپرسیم چرا از من انتقاد میشه و دلایلش رو بنویسیم و رو متضادش تمرکز کنیم حتی اگر اون ادم حذف بشه اگه درونمون درست نباشه دنیا یک شخص دیگه زو جایگزین اون فرد میکنه تادقیقاحرف های اونو بهمون بگه استر هیکس میگه وقتی میدونیم همه چی انرژی و درونیه باید احمق باشیم برای تغیر ادما باهاشون حرف بزنیم

  87. سعی میکنم با این افراد در مورد برنامه و اهداف و کارهام صحبت نکنم. فقط باهاشون صحبتهای روزمره و روابط عادی روزمره را دارم.
    اگه در هر موردی که صحبت میشه گله و شکایت کنند سعی میکنم کمتر باهاشون هم صحبت بشم.
    و اگه شدید تر باشه رابطه را باهاشون کمتر میکنم. یعنی رفت و آمد را کمتر میکنم.
    مثلا خونه پدر و مادرم که مدتیه کمتر میرم پیششون و گاهی هم که میرم سعی میکنم تا وقتی اونجا باشم که صحبتها به سمت غر زدن و گله شکایت و حرفهای منفی نرسیده باشه. یعنی زود خداحافظی میکنم.
    ما نمیتونیم دیگران را تغییر بدیم ولی میتونیم خودمون را کنترل کنیم.

  88. اول از هر چیز باید خودمون غرزدن وشکایت رو تموم کنیم .منم یه زمانی گله وشکایت میکردم واین باعث شده بود ادمای دورم هم اینجوری باشندکم کم که خودم تغییر کردم اونا هم تغییر کردن دقت کنید شما باید از مدارش خارج بشید واین نیاز به زمان داره وتغییر جالبی که خانوادم داشتند این بود که دیگه پیش من گله وشکایت نمیکردند ویکی از نزدیک ترین ادمای دورم که عجیب منفی بود بطور عجیبی بی هیچ حرفی رفت جای دیگه ای ،واسه ادمای غریبه هم هروقت شروع کرد به غرزدن، اهنگ با صدای بلند گوش بدید یا اونجا رو ترک کنید نشینید گوش بدید چون باز تو ناخوداگاهتون میره وباور منفی جدید براتون ساخته میشه

  89. سلام
    به نظر من وقتی با چنین فردی برخورد داری باید به درون خودت توجه کنی و مشکل را آنجا پیدا کنی صدرصد ریشه مشکل درون خودته که چنین فردی سر راهت قرار گرفته که راهنمات باشه .این همون تضاده که پیش میاد .بی توجهی و ساختن باورهای درست درون خودت این مشکل را حل میکنه.

  90. انقدر آویزون آدمها نباشید. اغلب گله و شکایتها به خاطر اینه. وابستگی شدید دارید به هر دلیلی و اونها سو استفاده می کنند.
    برخی موارد دیگه هم هست از ضعفه طرف مقابله مثل پدرو مادر پیر که به دیده منت بگیرید و بپذیرید و صبوری کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *